کشور در حال یک جنگ وجودی است برای نیم قرن آینده.
آن وقت چهار تا کم عقل به این نتیجه میرسند که خودشان را بیاندازند وسط دعواهای فوتبالی و سایت یک برنامه را مسدود کنند.
چهار تا بیعقل راه میافتند که کافه تعطیل کنند.
دو تا بیعقل دیگر صفحهی یک برنامهی تخصصی، خط انرژی، را در بله میبندند.
همه بیحاصل. همه بینتیجه. نه از بینندههای برنامهی فردوسیپور کم میشود نه صدای خطانرژی قطع میشود نه فردا کسی با حجاب بیشتری به کافه میرود.
بلکه بدتر، با این اقدامات به میلیونها آدم غیرسیاسی پیام «حالگیری»، «یقهگیری»، و تداوم حماقت داده میشود.
حکمرانی عاطفی مبنای انسجام اجتماعی است.
هزینهی این بلاهتها را مستقیما سربازان میدان پرداخت میکنند.
هر چه بیشتر بیدلیل عاطفهی گروههای اجتماعی را خدشهدار کنید، انسجام اجتماعی برای مقاومت در این روزهای سخت بیشتر میشود.
دست دشمن را پر نکنید.
یکی از جنایتهای جنگ اخیر که کمتر دربارهش حرف زده شده، هدف قرار دادن مجتمع رفاهی اتوبان قزوین-زنجان بود که ۱۷ نفر از مسافران و کارکنان مجتمع رو به خاک و خون کشید و ۲۷ نفر رو مجروح کرد.
این پنج تن تنهاترین سرباز هستند؛ سربازانی بینام و بیچهره که رفتند و هیچگاه بازنگشتند. رفتند تا تصرف پل #خرمشهر توسط ارتش عراق را به تاخیر اندازند و مردم وقت کافی برای تخلیه شهر را داشتهباشند. ای کاش برای پاسداشت چنین جانفشانیِ مردمی #سوم_خرداد را #روز_دفاع_از_وطن مینامیدیم.
خبرنگار اسکای نیوز گفته اولین خبرنگار خارجی بود که به میناب رفته. دومینیک از سختی رسیدن به میناب و گزارش مشاهداتش میگه. به قبرستان گسترش یافته میناب رفته و با بازماندگان دختران دانش آموز جانباخته صحبت کرده. آمریکا هنوز توضیح نداده.
باشد، چرخش کنید، تغییر رویه دهید، بر مواضع جنگطلبی و خوش رقصی مقابل ترامپ و نتانیاهو خط بطلان بکشید، پستها را پاک کنید اما نگویید نمیدانستیم یا زیرساختها خط قرمز است یا آنها ما را بهتر از خودمان میشناختند.
بسیاری از ما آنها را خوب میشناختیم و گفتیم اما فحش خوردیم.
۱/ در مقام کسی که هم حوزه اجتماعی و هم امنیت عمومی را می شناسم، متعجبم چگونه گاه ضدامنیتیترین تصمیمها به نام امنیت اعمال میشود. امنیت اگر از اعتماد مردم جدا شود، به مفهومی ذهنی، کشدار و تهی بدل میشود. چند ماه پیش پژوهشی درباره نسبت اینترنت و امنیت ملی انجام دادم.
وزید دفاع اسراییل تهدید فرستادن ایران به عصر حجر و زدن نیروگاههای ایران را تکرار کرد.
«ما منتظر چراغ سبز آمریکا هستیم تا حذف سلسله خامنهای را تکمیل کنیم و با نابودی تأسیسات اصلی انرژی و برق ایران، ایران را به عصر تاریکی و سنگ برگردانیم.»
این برجک نگهبانی به هیچ عنوان در داخل حیاط یا محوطه مدرسه شجره طیبه نیست، بلکه در داخل مجموعه سپاه است.
این تصویر از برجک نگهبانی دو روز بعد از حمله منتشر شده بود و جدید نیست.
فکر نکنم علی بندری یا کس دیگهای ادعا کرده باشه که مشکلات جامعه رو صرفاً با کتاب خوندن میشه حل کرد، ولی کاش یکی از این ده هزار شعبون بیمخی که همچین مزخرفی رو لایک کردن بیاد برامون بگه که خودش چه راهحلی داره برا وصل کردن اینترنت؟ دلیل تنفر این جماعت جاهل از مطالعه و آگاهی چیه؟!
لازم نبود همه راهها رو برید تا بفهمید تهش چی میشه، اگر عقل داشتید و اگر کمی معادلات تاریخی و ژئوپلیتیکی منطقه رو میدانستید و مهمتر از آن اگر جامعه ایرانی و ذات حاکمیت را میشناختید، حتماً انتخابتان جنگ و مداخله بشردوستانه و پهلوی خائن نبود.
امیدوارم که فهمیده باشید و بدانید نفهمیدنتان بهای گزافی برای ایران و ایرانی (مقیم ایران) داشت.
اگر هم نفهمیدهاید که قطعاً در قلوبتان مرض هست و خائن به وطن هستید.