استقلال؛ فراتر از مرزها
ممکن است سرزمینی سرباز خارجی نداشته باشد، پرچم مستقل داشته باشد و حکومت خود را اداره کند؛ اما اگر در تصمیمهای مهم سیاسی و اقتصادی نتواند مستقل عمل کند، استقلال آن با پرسش روبهرو خواهد بود.
#خلافت_واقعي_خپلواکي#خلافت_استقلال_واقعی
ممکن است ملتی با جهاد، اشغالگر را بیرون براند و به استقلال برسد؛ اما اگر پس از آن در نظم سیاسی، اقتصادی و امنیتی قدرتهای بزرگ ادغام و تابع اصول آنان شود، استقلالش بیشتر «اسمی» است تا واقعی. آیا رهایی از اشغال، بدون رهایی از ساختار فکری و سیاسی تحمیلشده، استقلال حقیقی است؟
#خلافت_واقعي_خپلواکي
#خلافت_استقلال_واقعی
«ملي دولت، ملي پولې، ملي حاکمیت، ملي ګټې، ځمکنۍ بشپړتیا او خپلواکي» د اسلامي سیاسي نظام طبیعي مفاهیم نه وو؛ دا د غربي سېکولر نظم له پراختیا سره اسلامي نړۍ ته تحمیل او وروسته د غالب ذهنیت برخه وګرځېدل.
#خلافت_واقعي_خپلواکي#خلافت_استقلال_واقعی
سقوط جمهوریت یک دستاورد و قابل افتخار است؛ اما اين روز پهلوی استقبال باید روز حساب فرصتها باشد: چه به دست آمد، چه از دست رفت، چرا از دست رفت و برای جبران آن چه باید کرد.
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
پیش از بعثت، عزت و حمایت در میان عربها بیشتر با قبیله پیوند داشت. رسول الله ﷺ عقیدۀ اسلامی را جایگزین این هویت کرد و آن را معیار اصلی شناخت مسلمانان قرار داد.
دولت جهانی اسلام تأسیس شد
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
پنجسالگی طالبان؛ فرصتهای از دسترفته
شمسالدین کابلی
پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان میگذرد؛ پنج سالی که میتوانست نقطه عطفی در تاریخ افغانستان و حتی منطقه باشد. اما این فرصت تاریخی بهدرستی مورد اس…
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
دولت اسلامی فقط یک نام نیست.
اسلام برای دولت نیز نظام و روش مشخص حکومتداری دارد؛ همانگونه که برای عبادت، اقتصاد و اجتماع احکام دارد.
دولت اسلامی باید حاکمیت قانون خدا را بپذیرد، قدرت را در چارچوب احکام شرعی اعمال کند و ساختاری داشته باشد که تطبیق اسلام را در جامعه ممکن سازد.
بنابراین، صرفاً افزودن واژه «اسلامی» به نام یک حکومت، آن را اسلامی نمیسازد.
رسولالله ﷺ در مدینه تنها موعظه نکرد؛ دولت ساخت، والی تعیین کرد، قاضی گماشت، فرمانده نظامی تعیین نمود، با دولتها مذاکره کرد و امور مالی و امنیتی جامعه را اداره نمود.
پس پرسش اساسی این نیست:
«چه کسی حکومت میکند؟»
پرسش اساسی این است:
«با چه نظامی حکومت میشود و این نظام تا چه اندازه اسلام را تطبیق میکند؟»
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه
#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
معادن داریم ؛ اما چرا دیگران ثروتمند میشوند و ما هنوز مصرفکنندهایم؟!
سرمایه خارجی وارد میشود، منابع افغانستان استخراج میشود؛ اما صنعت نیرومند در داخل ساخته نمیشود.
بدون زیربنای صنعتی...👇
https://t.co/JOT2uiu4KK
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
شيخ صيب غزنوي ؛
څه جالبه بيدارونکې بيان يې کړي ده !
واقعا که دا ۵ کلونو کې حدا اقل د وحدت او واحد قيا. دت رامنځته کيدو فکر لپاره کار شوي وای شايد نن د ملي او افغاني محدود فکر او نظم څخه خلاص او عملا لوی آرمان طرف ته يو بل ګام هم پورته شوي وای .
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه
#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
سیرت و تاریخ صدر اسلام گواهی میدهد که پیامبر صلی الله علیه و علی آل وسلم در نخستین روزهای تأسیس دولت در مدینه، نامههای دعوت به اسلام را به شاهان و امپراتوران دنیا فرستاد و به آنها از تسلیم نشدن به اسلام هشدار داد.
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
اعلامیه مطبوعاتی:
پنج سال پس از سقوط جمهوریت؛ فرصتهایی که از دست رفتند و عبرتهایی که باقیاند
پنج سال قبل، در ۲۴ اسد ۱۴۰۰هـ.ش، جمهوریتی سقوط کرد که بر بنیاد عقیده و ارزشهای مردم مسلمان افغانستان بنا نشده بود، بلکه در سایه اشغال شکل گرفته و طی بیست سال، زمینه نفوذ سیاسی و فکری غرب، فساد گسترده و حاکمیت ارزشهای بیگانه را فراهم ساخته بود. سقوط این نظام، نتیجه سالها مبارزه، قربانی و ایستادگی مردم مسلمان و مجاهد افغانستان در برابر اشغال و نظام برخاسته از آن بود.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر ـ ولایه افغانستان، پنجمین سالگرد این تحول تاریخی را به مردم مسلمان افغانستان، مجاهدین، دعوتگران و تمام کسانی که در برابر اشغال و جمهوریت ایستادگی کردند، مبارک میگوید.
اکنون، پس از پنج سال، زمان آن است که با جدیت پرسیده شود: آیا سقوط جمهوریت به یک تغییر بنیادی انجامید، یا بخش بزرگی از چارچوب فکری و سیاسی نظام گذشته همچنان باقی ماند؟
این درست است که اسلام در برخی از بخشها تطبیق شد، اما واقعیت تلخ این است که ما جمهوریت را ساقط کردیم، اما هنوز نتوانستهایم به همان اندازه، میراث فکری و سیاسی آن را نیز ساقط کنیم. چارچوب دولتـملت، ساختار سیاسی و اداری، تفکر سیاسی، محور قرار دادن «منافع ملی»، نگاه اقتصادمحور به موفقیت، مرزهای استعماری و بسیاری از مفاهیمی که فضای سیاسی و اجتماعی دو دهه گذشته را شکل داده بودند، همچنان بر طرز تفکر و سیاستگذاری امروز سایه افکندهاند.
سقوط جمهوریت در زمانی رُخ داد که جهان وارد مرحلهای از تحولات بزرگ شده بود. نظم بینالمللی بیش از گذشته دچار رقابت و کشمکش گردید و ضعفها و شکافهایی که سالها در پس هیبت قدرتهای بزرگ پنهان بود، آشکارتر شد. امریکا تمرکز اصلی سیاست خارجی خود را به سوی چین معطوف ساخت، جنگ اوکراین ضعف روسیه را آشکار کرد و جنگ غزه و ایران، توهم شکستناپذیری امریکا را افشا نمود. چنین فضایی میتوانست برای مردم مجاهد افغانستان فرصتی تاریخی باشد تا افغانستان را از یک جغرافیای محصور در چارچوب دولتـملت، به نقطه آغاز یک تحول بزرگ در جهان اسلام، یعنی تأسیس خلافت راشده ثانی، تبدیل کنند؛ اما با تأسف، از این فرصت استفاده نشد.
بلی، اِعداد و قدرت از شرایط تطبیق، حمل و اظهار دین است؛ زیرا سرزمینی که صنایع سنگین و ماشینسازی نداشته باشد، در وابستگی اقتصادی باقی میماند. اما در این پنج سال، نهتنها گام جدی در مسیر اِعداد نظامی و استقلال صنعتی برداشته نشد، بلکه به تقویت نهادهای تعلیمی، تحصیلی و تحقیقاتی که زیربنای تولید علم و پرورش نخبگان اند، نیز توجه کافی صورت نگرفت.
بزرگترین فرصتی که پس از سقوط جمهوریت در برابر حاکمیت جدید قرار گرفت، تنها بازسازی اقتصاد، جمعآوری عواید، ساخت سرک و تأمین امنیت نبود؛ بلکه دستیابی به استقلال فکری بود؛ استقلالی که اساس تمام استقلالهاست اما با تأسف از آن استفاده نگردید.
افغانستان میتوانست پس از بیست سال اشغال، یک هویت سیاسی و اجتماعی جدیدی را بر اساس عقیده اسلامی ایجاد کند؛ هویتی که فکر اسلامی را اساس دولت، سیاست و تفکر سیاسی حکام قرار دهد و مفهوم عظیم «امت» را بار دیگر زنده سازد. در چنین فضایی، مسلمانان نه بر محور قوم، زبان، ملیگرایی و منفعت مادی، بلکه بر محور عقیده اسلامی گرد میآمدند؛ حاکمیت مشروعیت خود را از امت و از طریق بیعت شرعی بهدست میآورد؛ مردم بر اساس اسلام حکام را نصیحت و محاسبه میکردند و دولت نیز پاسبان و حامل این هویت اسلامی میبود.
اما به جای حرکت قاطع در این مسیر، احساسات وطنی، قومی و مفاهیم ملی تقویت گردید و به جای اینکه دروازههای نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر و محاسبه سیاسی گشودهتر شود، فضای فشار و سانسور افزایش یافت. چنین رویکردی فاصله میان دولت و مردم را زیاد نمود؛ در حالیکه جامعهای که با مشکلات هویتی، فقر و بیکاری روبهرو است، بهآسانی آماده ترک این سرزمین میشود.
پس باید دانست که حاکمیت و قدرت نه امتیاز شخصی است و نه ملک یک قوم، تنظیم یا حلقه مشخص؛ بلکه امانتی شرعی است که مسئولان در برابر الله سبحانهوتعالی درباره آن بازخواست خواهند شد.
از آنان پرسیده خواهد شد که آیا این قدرت را برای هدایت مردم بر اساس اسلام بهکار گرفتند یا برای حفظ چارچوبهای موجود؟ آیا مردم را به سوی هویت امت سوق دادند یا هویتهای قومی، زبانی و وطنی را دستنخورده باقی گذاشتند؟ آیا جامعه را برای رسالت بزرگ اسلام آماده کردند یا نه؟ آیا جامعه بر اساس عقیده اسلامی به تعریف دوست و دشمن میپردازد یا بر اساس مصالح وطنی؟ آیا مردم موفقیت را در محدوده امنیت، تجارت، پروژههای انکشافی و پذیرش در نظم بینالمللی تعریف کردند، یا موفقیت را بر اساس رسالت اسلامی و اظهار دین میسنجیدند؟
اگر سقوط جمهوریت در همان روز نخست به تأسیس خلافت و تغییر بنیادی جامعه نینجامید، دستکم لازم بود که پنج سال گذشته به یک مرحله گذار روشن، هدفمند و تعریفشده برای تأسیس خلافت راشده بر منهج نبوت تبدیل میشد. اما با آنهم ما باورمندیم که فرصتها هنوز باقیاند؛ و خیر، امید و اخلاص هنوز در میان رهبران نظام حاکم وجود دارد، به شرط آنکه به آنها با چشم عبرت و فرصت نگریسته شود. در غیر آن، کسانی که مبارزه کردند و احساس اسلامی دارند، روزبهروز از رسالت اسلامی خود دور خواهند شد و فساد جای این رسالت را خواهد گرفت؛ نتیجه آن نیز جایگزین شدن آنان با دیگرانی خواهد بود تا آنان امتحان خود را در این مسیر بدهند.
﴿وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ﴾ (محمد: ۳۸)
«و اگر روی برتابید، الله سبحانهوتعالی گروه دیگری را به جای شما میآورد که آنان همانند شما نخواهند بود.»
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر - ولایه افغانستان
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه
#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
سياست خارجی يك دولت اسلامی از دیدگاه اسلام
از دیدگاه اسلام، سیاست خارجی یک دولت اسلامی مبتنی بر واقعگرایی سیاسی یا الگوبرداری از نظم سکولار بینالمللی نیست. سیاست خارجی در اسلام
#پنځه_کاله_فرصتونه_او_عبرتونه#پنج_سال_فرصت_ها_و_عبرت_ها
https://t.co/4DXk3F8qZR