حال آدمو به هم میزنید چقدر وقیحید آخه.
حقارتتون ته نداره. باورم نمیشه وجود دارید. باورم نمیشه یکی نشسته جلوی دوربین و با این خنده تهوعآورش داره جنایتی که کردین رو مسخره میکنه. بدترین فحشا و بدترین نسبتها از سرتون زیاده. کثیفید.
مامانم بعد ۵ روز که دنبال سینا گشتن و پیداش نکردن، ۲۰۰ تا مجهولالهویه رو دیدن و پیداش نکردن، رفته وایساده جلوی عکس سینا گفته سینا مامان توروخدا یه نشونه ای از خودت بده که کجایی 😭 همون روز پیدا شده😭 الان میبینم اون آقا میگه سپهر بابا کجایی باز آتیش میگیرم 😭
#IranMassacre
من هنوز اصلا ذهنم نتونسته مسئله رو هضم کنه. هنوز اصلا باورم نمیشه هزاران نفر رو تو سه روز و به بدترین شکل ممکن کشتن. هر یدونه از اونا کلی آدمو عزادار کرده، عزیز کلی آدم بوده، کلی امید و آرزو داشته.
یادمه کل اون روز داشتم برای اون ۱۶ نفر آتش نشان گریه میکردم! انگار اولین غم جمعیمون بود! کمکم این عدد زیاد شد تو فاجعه های بعدی. سانچی، آبان ۹۸، هواپیمای اوکراینی، خیزش زن زندگی آزادی، هی شد ۱۰۰تا ۵۰۰تا ۱۰۰۰تا ۲۰۰۰تا، تا الان که حرف از ۲۰ هزارتاست! چه جانهایی تبدیل به عدد شدن..
آتیش میگیرم میبینم هر کی پر از زندگیه، هر کی شور و ذوق از چشماش میباره، هر کی عاشق رقص و ادبیات و هنره، هر کی به معنای واقعی کلمه «زنده»است رو این خونخوارایِ جهنمیِ متنفر از شادی نابود میکنن. شما حقتون مرگه که سزاوار زندگی نیستید.
#IranMassacre#IranRevolution2026
اینکه بفهمم اسمش رها (زهرا) بهلولیپور بود، درد را شخصیتر کرد.
دیگر فقط یک تصویر نبود؛
یک زندگی بود که اسم داشت، تاریخ داشت، صدا داشت.
دختری متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱.
دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران.
ساکن خوابگاه.
فرزند دوم یک خانوادهی چهارنفره از ایل قشقایی.
اینها آمار نیستند؛
اینها مختصاتِ یک انساناند.
قلبم میلرزد وقتی فکر میکنم رها زبانی را میخواند که من هر روز با آن زندگی میکنم.
ایتالیایی.
زبانی که قرار بود پل باشد، نه سنگ قبر.
قرار بود یاد بدهد، ترجمه کند، شاید روزی در همین کشوری که من زندگی میکنم، آیندهاش را بسازد.
نه بهعنوان رؤیای دور،
بلکه مثل یک مسیر طبیعی زندگی.
۱۹ دی ۱۴۰۴
گلولهای به ریهاش خورد.
و ناگهان، همهچیز متوقف شد.
نه فقط نفسش؛
بلکه تمام «ممکنبودنها».
او را در فیروزآباد به خاک سپردند.
اما چیزی که دفن شد، فقط یک پیکر نبود.
تمام جملههایی بود که میتوانست به ایتالیایی بگوید.
تمام کلاسهایی که میتوانست برگزار کند.
تمام زندگیهایی که میتوانست لمس کند.
و بعد، آن جمله.
آن خط آخر.
ساعتی پیش از شلیک:
«یک لحظه وصل شدهم و فقط میخوام بنویسم
زن، زندگی، آزادی
برای همیشه.»
این، بیانیه نبود.
وصیتنامهی یک نسل بود.
رها کشته شد،
اما آنچه جمهوری اسلامی از ما میگیرد، فقط جانها نیست.
آیندههاست.
زبانهاست.
پلهاییست که هرگز ساخته نشدند.
یادت میماند، رها.
نه فقط بهعنوان یک جاویدنام،
بلکه بهعنوان دختری که میتوانست جهان را حتی اگر اندک، ترجمه کند.
🇮🇹 Che la terra sia lieve
#زهرا_بهلولیپور
#DigitalBlackoutIran
#IranianRevolution2026
اینهایی که میگم، یا مشاهده دست اولم بوده یا مشاهده دست اول یکی از نزدیکان؛
۱. ما خیلی اعتراضات رو دیدیم. همیشه خشونت با تحریک نیروهای حکومتی شروع میشه. مثلا یهو یورش میکنند، هرکی جا بمونه یا میگیرن یا میزنن. همین باعث میشه جمعیت برگرده و مقاومت کنه. مردم نمیتونند نگاه کنند/
Mobin, Mama in here now! I always tucked you in so you won’t get cold! I was late…forgive me
“مبین جان … مادر بمیرد…من آمدم… من همیشه روت پتو میکشیدم نمیذاشتم یخ بزنی….دیر آمادم مادر…مرا ببخش…”
شیون مادری به تورکی بر جسد پسرش که در اعتراضات ۱۴۰۴ بدیت جانبان رژیم کشته شد!
نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم!
#IranMassacre
#DigitalBlackoutIran
پریمو لِوی درباره آشوویتس گفت بعضی چیزها آدم رو از درون میشکنه، حتی اگه زنده بمونه.
جمهوری اسلامی ۴۷ ساله که مارو تو کوره های آدم سوزیش ذره ذره آب میکنه.
مدرسه رفاه و کردستان رو دیدیم، ۶۷ رو دیدیم، ۷۸ و ۸۸، ۹۶ و ۹۸، ۴۰۱ و ۴۰۴؛ کهریزک ۸۸ و ۴۰۴ رو دیدیم.
هربار از درون شکستیم