این استوری یکی دوتا نکته جالب داره
اول اینکه ایشون سواد سیاسی نداره و چپ رو صرفا کومونیسم میدونه و خودش رو محق شعار مرگ دادن به طیفی میدونه که قبولشون نداره
نکته دوم اینکه خود مرحوم پهلوی میگه من خودم از هر چپی چپ تر هستم پس شعار مرگ ایشون شامل اونها هم میشه و این نشون میده سواد تاریخی هم ندارن
اما نکته سوم توجیح کار غلط هست که میگه شعار مرگ بر به معنی مرگ نیست این دیگه از مغلطه آخوندی هم مغالطه تره
بعضی روزا دلم میخواد کلا ناپدید بشم! یعنی تمام پلتفورمها رو ببندم، شمارمو عوض کنم، خونهمو عوض کنم و حتی کارمو …
و به هیچ احدی هم نگم کجام!
برم یه جایی که کسی ندونه من کی هستم.
رضا پهلوی نخواست/نتوانست فحاشی به آرش صادقی و تعرض جنسی به هالو را محکوم کند. پهلوی خودش بهتر از هر کسی میداند که دروغ فراجناحی بودنش دیگر خریدار ندارد. آخرین حامیان جدی او، همین متجاوزین و فحاش های سلطنت طلب هستند. او نمیتواند حمایت اوباشی که خودش ساماندهی کرده را از دست دهد.
انتخابات ترکیه و دو نکته
۱) انتخابات منصفانه؟ وقتی مخالفان موبوتو گفتند تو دیکتاتوری، او پاسخ داد بیایید در یک انتخابات آزاد با هم رقابت کنیم. انتخابات آزاد برگزار کرد و آن را برد. او از سال ۱۹۶۵ قدرت را در کنگو بدست داشت و تمام رسانهها در اختیار وی بود. دست آخر هم بخاطر جنگ داخلی رواندا پس از سیسال سرنگون شد. شبیه همین مسئله را در کشور کنیا سال ۲۰۱۷ شاهدیم. رهبران آپوزیسیون در رقابتها حضور داشتند اما از سوی دیگر نیز مرتب تهدید جانی میشدند.
اینها مثالهای کلاسیک در علوم سیاسی هستند که دو اصل مهم را نشان میدهند:
یک ــ انتخابات (حتا انتخابات آزاد) الزاما نشانگر دموکراسی نیست. بلکه میتواند به مشروعیتبخشی و تحکیم استبداد (بويژه در رژیمهای شبهفاشیستی و پوپولیستی) کمک کند.
دو ــ انتخابات باید هم آزاد و هم منصفانه باشد. یعنی رقبا از امکانات و فرصت به نسبت برابری (بویژه رسانه) برای معرفی و تبلیغ خود برخورد باشند.
-------
۲) استقرار یا بیثباتی؟ وقتی به نقشه خروجی انتخابات ترکیه (Exit Poll) نگاه میکنیم، از دید مطالعات امنیت، و علیرغم خواسته طرفداران اردوغان که «استقرار» است، با نشانههای خطرناک و نگرانکنندهای از شکاف و بیثباتی روبرو میشویم.
پراکندگی جغرافیایی رایدهندگان به دو طرف، شکل و انسجام واضحی دارد که مرزهای شکافی بزرگ را نمایان میسازد. رای اردوغان در مرکز (و نه حتا در پایتخت) متمرکز شده و در پیرامون کاملا غایب است.
افزون بر شکاف واضح جغرافیایی ما با شکاف واضح جمعیتی نیز روبرو هستیم. اردوغان با وجود در اختیار داشتن قدرت سیاسی و امکانات رسانهای و صدرنشینی جهانی در سرکوب روزنامهنگاران تنها توانست نظر نیمی از مردم را بخود جلب کند. استدلالهای زیادی میتوان آورد که نیم دیگر مردم بطور جدی با او مخالف هستند.