لپتاپ و میز رو هزار بار مرتب میکنم تا شاید حس شروع کردن بیاد؛ در حالی که لیست کارهای عقبمونده داره قد میکشه 🙊
شما هم از این اهمالکاریهای تمیز دارید
دقت پدرم موقع مرتب کردن وسایلش همیشه برام جالب بوده؛ یادم میاد چطور بهم یاد داد هر چیزی جای مشخص خودش رو داشته باشه. حالا تو مسیر برگشت به خونه، وقتی به نظم ریز و وسواسیش فکر میکنم خندهم میگیره 🫠
یه جورایی این عادتها ته دلم مونده ❤️☀️🙌
صندلیهای سالن انتظار یه دنیای عجیبه؛ هر کی یه مدل نشسته و هر کی یه جور سعی میکنه تظاهر کنه که خیلی آرومه، ولی انگشتهای همه داره با لبهی لباس یا کیفش بازی میکنه 😬🙏
واقعاً مدیریت کردن این حجم از استرسِ بیصدا، سختتر از خودِ کارهای اداریه 😂👌🔥
اعتراف میکنم دلم میخواست یه روزی تو این شهر، یه مسیر باشه که هیچ ترافیکی نداشته باشه و فقط صدای باد بیاد.
ولی انگار تقدیر ماست که بین بوقهای ممتد و دود ماشینها، دنبال یه تکه آرامش بگردیم. واقعاً لازمه هر روز اینقدر سر و صدا تحمل کنیم؟
همسرم خیال میکنه همونقدر که روی جزئیات خاک و گلهای زعفران وسواس دارم توی خونه هم منظمم، ولی واقعیت اینه که اینجا حتی لنگه کفشام رو هم پیدا نمیکنم 🫠😅
شما هم تو یه جای خاص از زندگیتون بیش از حد دقیقین؟
این اصرار به اینکه هر حسی رو باید به زبون آورد خستهکنندهست 🫡
بعضی وقتا سکوت کردن و حتی نخواستن توضیح دادنِ دلیل حال بد، تهش بیشتر آدم رو آروم میکنه تا حرف زدنهای اجباری.
شما هم هستین از اونایی که ترجیح میدن سکوت کنن 🤷🏽
کل روز باگهای نرمافزاری رو میگیرم، ولی وقتی میرم سراغ تراشیدن یه تیکه چوب، واقعاً کسی میتونه بهم بگه چرا هنوزم دلم میخواد یه جای کار غلط باشه تا درستش کنم؟ 🫢
خیلیها فکر میکنن
استیکهای خارجی
فقط به خاطر گوشتشون خوشمزهان
ولی راستش
تا وقتی
دما و کیفیت زغال رو
درست مدیریت نکنی
هر چی هم بری روی آتیش
تهش میشه یه تیکه گوشت سوخته
🙄😱😱😮
شما هم فکر میکنید فقط گوشت مهمه؟
;)
@mortezaSN@PureAmbiguous اینا کلا رسمشون همینه، هر وقت جلو قدرت واقعی ما کم میارن و میبینن هیچ راهی برای شکستن اراده مقاومتی ما نیست، پناه میبرن به لجبازی و بازیهای روانی.