برگهای خشکیده کف خیابون
همه میگن برو تو دل طبیعت تا آروم شی و ذهنت باز بشه
-->
ولی من ترجیح میدم همینجوری آروم رانندگی کنم و فقط تماشای کنم که باد چطوری این برگها رو میکشه و میریزه روی شیشه ماشین
بدون اینکه لازم باشه حتماً برم یه جای دور.
اعتراف میکنم
با گیاهام بدترین رابطهام رو دارم
یعنی واقعاً نمیفهمم
چطور یه چیزی که فقط آب میخواد
باید اینقدر سخت
بمیره
دوباره یکی از سانسوریا رو
با یه ذره آب اضافه
کشت کردم
اصلاً چرا باید
به اینا اعتماد
کرد #گیاه
مگه میشه یه جوری با هم زندگی کنیم که هر کدوممون تهش یه تکه از آرامش طرف مقابل رو ندزدیم؟ قدیما انگار آدما بیشتر اهل کوتاه اومدن بودن، ولی الان هر کسی فقط دنبال اینه که حقش رو بگیره، حتی اگه به قیمت نابودی طرف مقابل باشه.
یه جورایی جالبن این رابطههای اداری
همه با هم خیلی محترمن، ولی هر کسی یه لایه دفاعی دور خودش پیچیده که حتی با میکروسکوپ هم نمیشه بافتش رو تحلیل کرد
مثلاً وقتی یکی میگه «ببخشید مزاحم شدم»، یعنی دقیقاً میدونه داره مزاحم میشه ولی باید طبق پروتکل بگه 🤪😂