ابن اکانت دو هفته ست محدود شده و احتمالا این هم دیده نخواهد شد ولی مینویسم تا تجربهٰ ۴ ساله م رو بگم:
به سلبریتی های سیاسی بیاعتنا باشید. اینها با هر مدی، سر و کله شون پیدا میشه. پر سر و صدا و مدعی و حتی سهمخواه…
و به هنگام جذر یا پیدا شون نیست یا به مخالفینی بنیادین بدل میشن!
قیمت دلار امروز از مرز ۲۰۰،۰۰۰ تومان گذشت. امروز قیمت دلار ۲۸،۵۷۱ برابر زمانی است که جمهوری اسلامی به قدرت رسید.
حاصل نزدیک به پنج دهه حاکمیت فساد و ناکارآمدی در جمهوری اسلامی فقر، فساد و انزوا برای ملت ایران بوده است.
تجربه این پنج دهه یک مسئله را برای همه روشن کرده است: در جمهوری اسلامی اصلاح ممکن نیست.
قطار ایران در بهمن ۵٧ از ریل تمدن و پیشرفت خارج شد و امروز جمهوری اسلامی آن را با سرعت هرچه بیشتر به ته دره هدایت میکند.
امروز وظیفه تکتک ایرانیان از جمله کارمندان دولت و بدنه اداری کشور این است که به هر شکل ممکن با اخلال در فعالیتهای مخرب جمهوری اسلامی و تضعیف آن زمینه برکنار کردن رژیم و نجات ایران را فراهم کنند.
اسفندیار منفردزاده، آهنگساز:
زمان شاه هیچکس از اهالی ترانه را به جرم آهنگ نگرفتند ببرند زندان. من را هم که گرفتند همه خیال میکنند برای ترانه بود، که نبود
نسلهای بعد ما را ببخشند. ما نفهمیدیم. سهرابکُشی کردیم
دوستان دیگرمان هم بگویند اشتباه کردند. عیبی ندارد، که اقلا تکرار نشود
خبرنگار: ۴ سال پیش گفتید تحصیل تا کلاس ۸ مجانی میشه، به کجا رسید؟
محمدرضاشاه: اون که مجانی شد هیچ، دبیرستان و دانشگاه هم مجانی کردیم
خبرنگار: گفته بودید سال آینده درآمد سرانه به ۱۸۰۰ دلار میرسه..
محمدرضاشاه:۲ ماه پیش رسید به ۲۲۰۰ دلار
I agree with Victor Davis Hanson, who argued on my Fox show that we should support an Iranian government in exile with Prince Reza Pahlavi as its leader. And if the Iranian regime collapses, he would be a temporary leader during a transition period.
ARM THE IRANIAN PEOPLE!
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بیگناه این فاجعه را گرامی میداریم.
یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونههای آن است.
اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.
این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.
با هنرمندانی که همراه انقلاب شیروخورشید هستند همراه باشیم.
صدای هنرمندانی که صدای ملت را بازتاب میدهند بربکشیم.
هنرمندانی که از انقلاب ملی و رهبرش حمایت میکنند را حمایت کنیم.
https://t.co/TMB4BXHPfN
Sept mois après les crimes de masse commis à l'encontre du peuple iranien qui se levait pour réclamer la justice et la dignité, le régime continue de faire couler le sang en multipliant les exécutions.
Cette répression insupportable et inhumaine doit cesser. Ses responsables doivent rendre des comptes. Les prisonniers politiques doivent être libérés.
Le peuple iranien doit pouvoir décider librement de son avenir et ses droits fondamentaux doivent être respectés.
جمهوری اسلامی غیر از سرزمین ایران، روح مردم ایران رو ویران کرده، مردم رو از خودشون ناامید کرده، زیرساخت و اقتصاد و همهچی بازسازیش راحتتره.
اروپای شرقی سی و چند سال از فروپاشی شوروی گذشته، هنوز زخمش خوب نشده، شرق آلمان هنوز آلمان شرقیه، اعتماد اجتماعی تو کل شرق اروپا کف جدوله و هنوز بالا نیومده، آدمهایی که یاد گرفته بودن به هم اعتماد نکنن، به آینده باور نداشته باشن و تلاش رو بیفایده بدونن، دیوار افتاد، ولی اون چیزی که تو آدمها ساخته شده بود هنوز پابرجاست، با تغییر حتی یک نسل هم پاک نشده، لعنت ابدی به هر چی آخوند حرامزاده
ما رعیت نیستیم!
ما بعد از سالها بالاخره کسی رو پیدا کردهایم که واقعاً شایستهی احترامه و میتونیم دوستش داشته باشیم.
کسی که احترام گذاشتن بهش برامون از جنس ترس نیست،
از جنس اجبار نیست،
از جنس جیره و مواجب نیست،
از جنس حفظ شغل و موقعیت نیست،
از جنس وابستگی به قدرت و منفعت نیست.
هیچکس به ما نگفته اون رو دوست داشته باشیم.
هیچکس به ما پول نمیده که به او احترام بذاریم.
هیچ چیزی از زندگیمون به میزان علاقهی ما به او وابسته نیست.
ما خودمون انتخاب کردهایم.
بعد از سالها، انسانی رو دیدهایم که در نگاه ما اونقدر شایسته و محترمه که دلمون میخواد بهش احترام بذاریم، اونقدر دوستداشتنیه که دلمون میخواد عاشقش باشیم و اونقدر عزیزه که از دیدنش ذوق میکنیم.
اینکه شما به این احساس بگید «رعیتبودن» یا «بتسازی»، چیزی از ماهیتش کم نمیکنه.
ما رعیت نیستیم.
ما بعد از سالها، بالاخره کسی رو پیدا کردهایم که دلمون میخواد ادامهی مسیرمون رو در کنار او ببینیم.
و شاید برای نسلی که سالها احترام رو با ترس و اجبار تجربه کرده، فهمیدن احترام از سرِ انتخاب سخت باشه.
این بار، ما مجبور نیستیم احترام بذاریم.
این بار، خودمون انتخاب کردهایم.