🟢 «سرگئی کریکالف» چمدانش را بسته بود تا بعد از ۵ ماه مأموریت فضایی، به زمین برگردد و دخترِ یکسالهاش را در آغوش بگیرد. اما ناگهان پیامِ رادیوییِ عجیبی از مسکو رسید:
🗣 *- «سرگئی... ما نمیتوانیم تو را برگردانیم. کشوری که تو را به فضا فرستاد، دیگر وجود ندارد!»*
/۲
🟥 ارزش واقعی «تنگه هرمز» در باز بودن آن است
اهمیت راهبردی تنگه هرمز نه به بسته بودن آن، بلکه به حجم عظیم تردد انرژی، کالا و تجارت جهانی از این آبراه وابسته است. هرچه نفتکشها، کشتیهای تجاری و جریان مبادلات بینالمللی بیشتری از هرمز عبور کنند، ارزش ژئوپلیتیکی و قدرت چانهزنی ایران نیز افزایش مییابد.
ایجاد محدودیت یا انسداد طولانیمدت تنگه هرمز، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت شوک قیمتی در بازارهای جهانی ایجاد کند، اما در بلندمدت نتیجه معکوس خواهد داشت. چنین اقدامی کشورهای مصرفکننده انرژی و صادرکنندگان نفت را به سمت توجیه اقتصادی و سیاسی مسیرهای جایگزین سوق میدهد؛ از خطوط لوله زمینی گرفته تا توسعه بنادر و کریدورهای جدید انتقال انرژی و کالا که وابستگی جهان به هرمز را کاهش میدهند.
قدرت یک گلوگاه راهبردی زمانی حفظ میشود که دیگران ناگزیر به استفاده از آن باشند. اگر استفاده از آن پرهزینه یا غیرقابل پیشبینی شود، انگیزه برای دور زدن آن افزایش مییابد و به تدریج مزیت ژئوپلیتیکی آن تضعیف میشود.
از این رو، «کارت هرمز» بیش از آنکه یک ابزار نظامی باشد، یک اهرم سیاسی و دیپلماتیک است. ارزش این کارت در آن است که در مذاکرات سیاسی و امنیتی به پشتوانه موقعیت جغرافیایی ایران مورد استفاده قرار گیرد، نه آنکه در میدان تقابل نظامی به شکلی مصرف شود که در نهایت به کاهش اهمیت راهبردی خود تنگه بینجامد.
هنر راهبردی آن است که هرمز باز بماند، تردد در آن افزایش یابد و در عین حال، همه بازیگران منطقه و جهان بدانند که امنیت این شاهراه حیاتی بدون در نظر گرفتن منافع و نقش ایران قابل تضمین نیست.
دو بند در تفاهم نامه ایران و آمریکا وجود دارد که تقریبا محال است آمریکا در توافق نهایی بپذیرد:
۱. خروج کامل اسرائیل از جنوب لبنان
۲. تنگه هرمز در اختیار ایران باشد
بهتر است قبل از این که این دو اهرم تقریبا محال به ضد خود تبدیل شود، آن را با آمریکا معامله کنیم.