درود
هنگامیکه دسترسی به قدرتوثروت، مانندِ دسترسی به آب، خاک، هوا و آتش باشد، جامعه/اجتماع، ناپدیدمیشود
و انسان، دولتمند میشود
اللهم إنا نرغب الیک فی دولة کریمة
و این، زمانهیزیست و علم را بهقبل و بعد از خودش، تقسیممیکند
درود
آنچه "علم" خواندهمیشود
یا رویکردِ اگوستکنت و اثباتی است
یا کارلپاپری است
و یا پارادایمیِ تامسکوهنی است
هرسهی اینها بر تغییر و تحول تکیهدارند
درحالیکه شما یا چیزی را میدانید یا نمیدانید
اطلاقِ "علم" بر چیزیکه تغییر و تحول دارد، درستنیست
الله که از هرگونه تغییر و تحول مبرا است و فارغاز زمانومکان است، میداند و "شما" که گرفتارِ زمان و مکان است، "نمیدانید"
اسلامِسیاسی، دستبه دامانِ اپیستمه است و با اپیستمه میخواهد تمدنِنوینِاسلامی برپا کند
درود
اینکه گمانشود اسلامِسیاسی یا اسلامیسم، مسألهی ماده و معنی را حلکردهباشد، جزءِ خیالات و آرزوهای دور و دراز است
فلذا همچنان دست بهدامانِ ایدهها و رشتههای غربی و شرقی است
درود
آقای پزشکیان و کابینهی ایشان، بدونِ اِشکال و مشکل نیستند ولی طرحِ استعفا و کناررفتنِ ایشان در اینبرهه، بهضررِ مردم است و حتی عدهی قلیل هم بهمرادشان نخواهند رسید...
شخصاً در ابتدای کارِ کابینهی چهاردهم، تلاشهایی در جهت استحکام ایده وفاق داشتم که متأسفانه بهجایی نرسید
درود
صدراییسم و لیبرالیسم در یکچیز مشترکاند: بردهداری
هردو انسان را برده و بنده میخواهند
یکی با الهیاتِ مسلمانان و یکی با الهیاتِ مسیحی
هردو هم باعثِ جنبشهای چپ اند
درود
اینجانب به عصر و زمانهای دیگر میاندیشم که وقوعش مستلزمِ کشتار و تخریب و... و یا همان توسعه، تغییر و تحول نباشد
الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ
درود
ما تا آنیکه رسماً و علناً اعترافنکنیم، کارمان درستنمیشود
در برهههایی مانندِ مشروطه اشتباهکردیم؛ تا آنیکه رسماً و علناً نگوییم که اصولاً داستان و ایدههای مشروطه مانندِ سلطه و سلطنت چیزِ خوبی نیست و نبود، کارمان درستنمیشود
قال رب إنی ظلمت نفسی فاغفرلی فغفرله
درود
چرا دولت بهمعنای انحصارِ زور و قدرت باید وجودداشتهباشد؟
افراد هنگامیکه میخواهند نسبتشان را با یکدیگر تعریف/مشخص/بازیابی کنند، بایستی ابتدا نسبتشان را با اینانحصار مشخصکنند و اینمسأله، باعثِ انحصار و وجودِ جامعه/اجتماع است
و در چنینصورتی، چون اقتدار، عمودی است، مشروعیتِدولت، کاملاً وابسته به نسبتِافراد با اینانحصار است
و مشروعیت، در اینحالت، از لابهلای کشاکشهای تفاوتهای جامعه/اجتماع برمیخیزد: "باید برخاست"
درود
بله! اینجانب، مفهومِ "توسعه" (Development) را متناسب و مناسبِ ایران و ایرانی نمیبینم
توسعه، عاملیت (Agancy) میخواهد و عاملیتها و اندیشههای اینعاملیتها، دچارِ مسأله و مشکلاند
ضمناً مفهومِ "توسعه" بر زمان و مکان تأکیددارد و هنوز مسألهی زمان و مکان درموردِ ایران، حلنشدهاست
اینجانب بهجای مفاهیمِ توسعه و پیشرفت (Progress) که نتیجهی توسعه است، واژهی "گشایش" را برمیگزینم