این نسبت هویتی میان ایرانی و اسلام شیعه هم همواره از صفویه به این سو بر قرار بوده، طنز تاریخ اینکه این پیوند هویتی ایران اسلامی را نه روشنفکران یا پادشاهان و یا حتی عموم مردم بلکه روحانیت شیعه به رهبری خمینی از هم گسست، تا پیش از او ایرانی بودن از شیعه بودن جدا نبود، نه شاه نه مصدق نه رهبران مشروطه... تقریبا هیچ چهره برجسته سیاسی جرئت نداشت چنین کند، این خمینی بود که با توسل به ولایت فقیه و اسلام سیاسی برای نخستین بار صورت بندی اسلام علیه ایران را ارائه کرد تا مجبور نباشد قدرت را با دولت و مجلس مشروطه (دولتهای بازرگان و بنی صدر) تقسیم کند.
آنچه خمینی صورت بندی کرد به لطف قدرت سیاسی نظام ج ا تبدیل به یک طلاق هویتی میان ایران و اسلام گردید، در پی این طلاق هویتی ما نه تنها ایرانی بودن و مسلمان بودن را علیه یکدیگر میفهمیم بلکه به جهت مواجه اسلام و غرب، اسلام و غرب را هم در برابر هم میفهمیم، هر دو این مقوله ها، شناخت جدید و متاخر ما « اسلامِ خمینی» است نه اسلام پیش از او .
در همین چهارچوب است که کسی که خمینی را تجربه تاریخی نکرده است لزوما مجبور و محکوم نیست وطنش را چه امریکا چه ژاپن چه ترکیه چه مصر چه افغانستان چه هند در ضدیت هویتی با اسلام بفهمد، این تعارض میان ایران اسلام و غرب «تجربه ایرانی معاصر» است.
احتمالاً خیلی از همین ایرانیهایی که شامل این حکم میشن، تا همین دیروز ترامپ عمویشان بوده!
🟡🟡🟡🟡🟡🟡
ایبیسی نیوز گزارش داده است که دولت ترامپ میخواهد مهاجران ایرانی را به ایران برگرداند، آن هم در حالی که آمریکا با ایران در جنگ است.
این موضوع ماه گذشته در یک جلسه دادگاه مطرح شده و متن آن جلسه تازه منتشر شده است. قاضی پرونده، آنا ریس، از دولت پرسیده است: «قرار است افرادی را که در بازداشت ما هستند، به کشوری بفرستیم که با آن در جنگیم؟» او این کار را با فرستادن افراد به آلمان نازی مقایسه کرده و گفته است آمریکا کشوری را بمباران کرده، ممکن است باز هم بمبارانش کند و آن کشور دشمن اعلامشده آمریکاست.
طبق این برنامه، آمریکا فرد را اول به یک کشور سوم میفرستد و بعد دولت ایران او را از آن کشور به ایران میبرد. قاضی دستور داده است دولت پیش از اخراج هر فردی پنج روز زودتر خبر بدهد و هشدار داده است اگر این دستور اجرا نشود، دولت با اتهام اهانت به دادگاه روبهرو میشود.
دهمین سالگرد درگذشت لئونارد کوهن، خواننده و شاعر سرشناس کانادایی با حضور دوستدارانش بر مزار او در مونترال گرامی داشته شد. کوهن در ۷ نوامبر ۲۰۱۶ درگذشت و در زادگاهش مونترال به خاک سپرده شد.
https://t.co/M6zqO6SfYm
از مرگ بر سه فاسد تا دستم را دراز میکنم چه زود گذشت، وقتی احساس قدرت و پیروزی میکنی بی رحم میشی و وقتی احساس ضعف میکنی دموکرات میشی... تیپیکال سیاستمدار ایرانی، خمینی خامنه ای هاشمی احمدی نژاد روحانی هم همین مدلی بودن...
«دستم را به سوی پادشاهیخواهان و جمهوریخواهان، چپها و راستها، مذهبیها و حامیان حکومت سکولار، چه آنها که برای من تظاهرات کردهاند و چه مخالفانم دراز میکنم.»
شاهزاده رضا پهلوی- فرانکفورت- ۷ نوامبر
ممدانی که شهردار شد همه میگفتن خمینیه نیویورک به فنا رفت و اینا کارماس و… هر روز دارم پست های نیویورکی ها رو میبینم که یه چاله کوچیک تو خیابون میبینن سریع ممدانی رو تگ میکنن که بیا اینو درست کن و فرداش مجدد پست میذارن که درست شده، از child care رایگان میذارن و..اونوقت زاکانی
@Milad_mhb1993 اصلا در حدی نیست که بخواد اندیشه تولید کنه نهایت کارکردش به قول خودش ترول کردن من و شماست اون هم کاملا بر اساس توهمات و خصومت های شخصی از یک عشق دیوانه وار به نفرت رسیده، اینم شانس منه، همه رو برق میگیره ما رو چراغ نفتی
این نسبت هویتی میان ایرانی و اسلام شیعه هم همواره از صفویه به این سو بر قرار بوده، طنز تاریخ اینکه این پیوند هویتی ایران اسلامی را نه روشنفکران یا پادشاهان و یا حتی عموم مردم بلکه روحانیت شیعه به رهبری خمینی از هم گسست، تا پیش از او ایرانی بودن از شیعه بودن جدا نبود، نه شاه نه مصدق نه رهبران مشروطه... تقریبا هیچ چهره برجسته سیاسی جرئت نداشت چنین کند، این خمینی بود که با توسل به ولایت فقیه و اسلام سیاسی برای نخستین بار صورت بندی اسلام علیه ایران را ارائه کرد تا مجبور نباشد قدرت را با دولت و مجلس مشروطه (دولتهای بازرگان و بنی صدر) تقسیم کند.
آنچه خمینی صورت بندی کرد به لطف قدرت سیاسی نظام ج ا تبدیل به یک طلاق هویتی میان ایران و اسلام گردید، در پی این طلاق هویتی ما نه تنها ایرانی بودن و مسلمان بودن را علیه یکدیگر میفهمیم بلکه به جهت مواجه اسلام و غرب، اسلام و غرب را هم در برابر هم میفهمیم، هر دو این مقوله ها، شناخت جدید و متاخر ما « اسلامِ خمینی» است نه اسلام پیش از او .
در همین چهارچوب است که کسی که خمینی را تجربه تاریخی نکرده است لزوما مجبور و محکوم نیست وطنش را چه امریکا چه ژاپن چه ترکیه چه مصر چه افغانستان چه هند در ضدیت هویتی با اسلام بفهمد، این تعارض میان ایران اسلام و غرب «تجربه ایرانی معاصر» است.
این چیزیه که معمولا ما ایرانیا بعد از مهاجرت باهاش مواجه میشیم. برای عمده ما مذهب چیزی مجزا از نژاد و هویته. در حالیکه در خیلی از کشورهای غربی یه توافق نانوشتهای هست بر سر اینکه سفیدپوستا مسیحین و عربا مسلمون. این مسیحی بودن بخش جدا نشدنی از نژاد سفیده و مسلمون بودن بخش جدا نشدنی از نژاد عرب. و عربها هم شاید بخاطر مواجهه مستقیمتری که با استعمار داشتن اینو به شکل یه هویت واکنشی پذیرفتن.
همونطور که یه مسیحی تعارض میان حقوق LGBTQ ها و سایر قوانین دینی مسیحیت رو مدیریت میکنه، این مسلمونها هم مدیریت میکنن. چرا فک میکنین گی بودن توی مسیحیت اوکیه؟ نیست عزیزان. بسیاری از مسیحیان مذهبیتر کاملا با این چیزا مخالفن. پس این همه جنجال بر سر ترنسا و اینکه مسیحیا معتقدن خداوند فقط دو جنس آفریده یا این همه بحث بر سر سقط جنین فک میکنین از کجا میاد؟
خیلی از اعراب پروگرسیو نسبتشون با اسلام مثل سفیدپوستهای پروگرسیو با مسیحیه. اینها بهواسطه مسیحیزاده بودن و مسلمانزاده بودن هویتاً و به نوعی نژادن خودشونو مسیحی یا مسلمان میدونن. اما عملا اصلا از قوانین شریعت (چه اسلام چه مسیحیت) پیروی نمیکنن. این مسلمونا اصطلاحا به خودشون میگن کالچرال مسلم.
ما ایرانیا ولی شاید به واسطه اینکه کلا خودمونو بعدا مسلمانشده میدونیم، ارتباط مستقیمی بین دین و نژادمون برقرار نمیکنیم (همون جریان آیم پرژن آیم نات مازلم). نظر شخصی من اینه که ما ایرانیا از جهاتی پروگرسیوتریم. یعنی من به شخصه بین آتئیسم و پروگرسیو بودن ارتباط مستقیم برقرار میکنم. اما به هر حال توافق جهانی بهنظر میرسه به اون سمته و دلیلشم بیشتر بهنظر میاد روابط تاریخی استعماری و نژادپرستی و اینها باشه.