اما تو عزیزم!
نه قایقی ساخته بودی، نه سازی در دستت بود و نه ترانهای بر لبت. نه تولدی که کسی برایت گرفته باشد. نه فیلمی از موتورسواری نه لحظهای از رقصیدنت؛ گویی زندگی پیش از آنکه به تو برسد، از کنارت گذشته بود.
از تو، چیزی نماند جز چند عکسِ تکراری، یادگارِ یکبار سفر به شمال.
چندشترین آدم، آدمیه که بلاتکلیفه.
شما نمیتونی پیرو حسین باشی اما بیحجاب باشی، نمیتونی شیعهی علی باشی اما مشروب بخوری، نمیتونی عزادار تاسوعا عاشورا باشی اما با نامحرم ارتباط داشته باشی.
تکلیفت رو مشخص کن یک ساید رو انتخاب کن.
دین selective نیست.
از لحظهای که خبر اعدام تایید شد، همهی جونم داره میلرزه، اشکام تمومی نداره و فقط به اون مادری فکر میکنم که جمله«بلندتر گریه کن» هیچ وقت از ذهنش پاک نمیشه.
شما چجوری باید تاوان اشکای این مادرو بدید حرومزاده ها؟ تا اخر عمر از دین و باورهای کثیفتون متنفرم
اگه الان که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی میخواد جوونامون رو در ملأ عام اعدام کنه خفه خون گرفتی، فردا گه خراب شدن زیرساخت و چارتا ساختمون رو نخور حرومزادهی سپاهی.