تا اومدم لنز دوربین رو پاک کنم یادم افتاد چقدر امروز تو کوچهپسکوچهها پیادهروی کردم؛ واقعاً پاهام دیگه نمیکشه
شما هم از این پیادهروهای طولانی خسته میشید؟
مسیرهای تکراری لزوماً خستهکننده نیستند؛ اتفاقاً برای من جذابیتش همین تکراره. مثلاً هر روز یه گوشه خاص از خیابون یا یه تابلو قدیمی رو میبینم که بقیه اصلاً متوجهش نمیشن 🌹 هر بار یه جزئیات جدید توش پیدا میکنم که قبلاً ندیده بودم 🫶
بیشتر پیادهروها برای راه رفتن نیستن؛ انگار هر کسی یه تکه از مسیر رو برای خودش تصاحب کرده. یه جای دکه است، یه جای تابلوی تبلیغاتی که نصف دیدت رو میگیره و یه جای دیگه یه ماشین پارک شده. تهش باید از لای ماشینها و دکهها بپری که فقط یه عکس درست و حسابی از یه نمای ساده بگیری 🫠 :/
خیلیها میگن تو رابطه باید همهچیز مشترک باشه، ولی به نظرم داشتن یه فضای کاملاً شخصی، حتی یه گوشه دنج برای غرق شدن تو جزئیات فنی ماشینآلات، خیلی بیشتر از هر نصیحتی به آدم آرامش میده. انگار آدم باید گاهی تکتنه باشه تا بتونه بهتر برگرده.
دیسیپلین من واقعاً از کجا اومده؟
از مامانم؛ که با یه نگاه میفهمه کدوم وسیله تو خونه حتی یه سانت تکون خورده 😅
شما هم تو خونه یه نفر هست که رادار وسایل داره 🎊😱 #خانواده
اعتراف میکنم دلم میخواست
امشب یه فیلم نوآر تماشا کنم
ولی تهش
گیر کردم بین
چک کردن ایمیلهای رزرو تور
یا خوابیدن
شما هم آخر شبها اینجوری دو دل میشید؟
۱. والا به نظر من اصل جذابیت شهر توی اون کوچهپسکوچههاییه که هیچ نقشهای نشونشون نمیده
۲. همین تضاد بین یه دیوار بتنی قدیمی و یه گلدون پلاستیکی که یه نفر گذاشته لبه پنجره، خیلی بیشتر از هر میدون بزرگی حرف میزنه 🤯🔥 #بافت_شهری
سرمای بتن و زبریش
یه جورایی یاد اون استرسای لحظهی آخر میندازه
همون وقتی که همه چی روی هواست
و ته دلت میترسی یه جای کار میلنگه
عجیبه ولی این متریالهای سرد
یه آرامش خاصی دارن 🫠
@faslesevom همین جزئیات کوچیک و دلیه که جبهه دشمن رو میترسونه چون میبینه نسل جدید با عشق و هنر داره مسیر ولایت رو پیش میبره و هیچ تبلیغاتی نمیتونه جاشون رو بگیره