🔴 The Islamic Republic has just moved Ali Zarei to solitary confinement to execute him.
They already took his right eye during the 2022 protests. Now they are coming for his life.
Save Ali Zarei. Share his name.
بابک فقط قهرمان انقلاب شیر و خورشید نیست.
قهرمان سال ۱۴۰۱ هم هست. تمام اون شب ها همبه خیابون رفته بود، ساچمه خورده بود.
از ساچمه های ۱۴۰۱، هنوز تو بدنش به یادگار داشت.
۱۵ دی ۱۴۰۴ باز هم ساچمه خورده ولی باز هم به خیابون برگشت که ۱۸ دی ۱۴۰۴ به سرش شلیک کردن و کشته شد.
برادرم بابک، از قهرمانهای دیرینه ی وطن بود و هست.
ای کاش بتونم اونطور که باید اسمش رو فریاد بزنم.
ولی تنها نمیتونم و رو کمک شما هم حساب میکنم.
لطفا برادرم، بابک رو فراموش نکنید. اسمش رو فریاد بزنید.
#بابک_صادقی_محسنی
#۱۸_۱۹_دی_ایران
#انقلاب_شیروخورشید
“۱۸ ۱۹ دی” و “زن زندگی آزادی” تفاوتی با هم ندارند و در تداوم هم هستند. مردم رنجدیده و مستاصل به خیابان اومدن که بگند حکومت و قوانین اسلامی رو نمیخوان و این تمام ماجراست.
هیچوقت اینروز رو فراموش نمیکنم. عکس نفسگیر بود و باور دیدن چنین شجاعتی در یک قاب، سخت و به معنا تکاندهنده!
و حالا بعد از گذشت ۴ سال تکتک ما همینگونه در سطح شهر، ظاهر میشیم.
این اگه شکوه و دستاورد بسیار بزرگ و موفق نیست، پس چیه؟!
برای همیشه #زن_زندگی_آزادی
فرزانه قره حسنلو رو خب از زندان میشناسم. زنی که به خاطر کمکهای انسان دوستانهاش به همراه شوهرش در زن زندگی آزادی دستگیر شد و بعد حکم اعدام گرفتن. خب اینجا باید اشاره کنم که وقتی داخل زندان بود خونه و خانواده ش در جنگ آسیب دیدن.
شوهرش همزمان در تبعید زندان یزد مونده. وقتی فرزانه رو در زندان دیدم اولین جمله ای که بهم گفت عدد روزهایی بود که حمید و فرزانه محروم از دیدار هم بودن. متاسفانه من هیچ عکسی از فرزانه پیدا نکردم که شبیه تصویری باشه که ازش میشناسم. که باهاش میتونم بگم فرزانه چه شکلی بود، که چطور باید فرزانه رو دید. فقط میتونم بگم: سر زنده، سرحال با خنده هایی زیبا.
حالا چهارمین سالگرد ژینا مهسا امینی است و من دلم میخواد بگم و یاداوری کنم که هنوز فرزانه قره حسنلو عزیزم به همراه همسرش در زندانه، زندان که در تبعید و زندان همزمانه در وکیل آباد مشهد.
میخوام بگم فرزانه برام تجلی زنانگی و زندگیه، فرزانه روزگار سختی در زندان داره، روزگاری که کمتر به چشممون اومده و درباره ش گفته شده، چهارمین سالگر زن زندگی آزادی چهارمین سال زندان فرزانه است و فرزانههای زیادی هستن که از اون موقع زندانن و به دست فراموشی سپرده شدن، چرا چون حاکم ابلیس میخواد توالی تاریخی این ستمهارو از ما بگیره. خاطرههامون رو، سرمایههامون رو، عزیزامون رو از ما بگیره....
#فرزانه_قره_حسنلو
درخواستی دارم از همهی عزیزان که همیشه قدردان محبتشان هستم. مدتیست که نمیدانم چطور مطرح کنم که ناخواسته خاطری را مکدر نکنم. خواستم خواهش کنم که حداقل تا زمانی که خودم در قید حیات هستم لطفا از هر گونه آهنگسازی با هوش مصنوعی و غیره… دکلمه … اجرا… و یا دستکاری یا افزودن ابیات به این شعر (#حافظهی_زخم) بپرهیزید 🙏 من ماههاست آن شور و احتمالا خودخواهیای را که احتمالا هر شاعری برای دکلمهی اثرش با صدای خودش دارد، در خودم خاموش کردهام تا زمانش فرا برسد، چون باید ابتدا با صدایی شنیده شود که مخاطب بهتر از خود شاعر، میشناسد و باورش میکند. همانطور که قبلا گفتم، همان روز اول که فکر میکردم شعر تمام شده، برای آقای ابی ارسال کردم و تمام مدتی که اینترنت قطع بود نگران بودم شاید برای تلفیقها لازم باشد با آهنگساز حرف بزنم و هیچ راهی ندارم.. حالا مدتیست سطرهایی از اثر اجرا شده و به زودی منتشر خواهد شد.. سالهاست به اصرار خودم برای آثار اعتراضی_اجتماعیام هیچگونه دستمزدی دریافت نمیکنم و تنها تقلایم ثبت بوده و مقید ماندن به وظیفهام.. ولی با وجود چشم پوشی از حقوق مادیام، همچنان حقوق معنوی مولف محترم است. و هر گونه اجرا یا دستکاری بدون اطلاع مولف، وقتی خودش وسواسش را بارها بیان میکند، عملی غیراخلاقیست. بضاعت قلمم همینقدر است و مطمئن هستم که بسیارانی از من بهتر مینوشتند و مینویسند اما بارها پیش آمده که لغاتی اضافه شده که در تضاد با اصل روایت است و من حتی دلم نیامده این مسئله را گوشزد کنم چون واقفم نیت عزیزان خیر است و اینکه از سر لطف بوده.. منظورم این نیست که اگر تا اینجا خطی نوشتهاید حذفش کنید. ولی چون هر روز باید بروم دایرکت و تک تک توضیح بدم چرا این واژهی اضافه شده بد تعبیر میشود یا این اجرای محترمی نیست و اساسا بدون اطلاع مولف نمیشود….. لازم دانستم یکبار برای همیشه همینجا بنویسم
سر شما سلامت 🕊️🙏
بلایی که دارن سر #علیرضا_سپاهی میارن هنوز اسم نداره تو قانون مجازات.
یعنی لحظه به لحظه وحشت اعدام رو زندگی کنی. سکته کنی، ببرنت بیمارستان، خوبت کنن که درستتر رنج اعدام رو بکشی.
این کار فقط از زامبیهای جمهوری اسلامی برمیاد.
#نه_به_اعدام
صدای بچههای ایرانم.
ترانه رحیمی
نوید الیاسی
ابوالفضل دادگستر
مهدی منصوری
احمدرضا سعیدی
مهرداد بوئری
محمدمهدی اسدی
آرمین غلامی
پارسا جعفری
مهدی جعفری — مهدی خسروی —
این ۱۰ نفر به اعدام محکوم شدهاند.
و علیاصغر پیغمبری که حکم اعدام او در دیوان عالی کشور هم تأیید شده.
نگذاریم نامشان فراموش شود.
و در ادامهٔ این سیرک مفتضح خونبار، نازلترین جویندگان ننگ و نام و نان را به آغوش میکشند تا در هیاهوی این #حب_وطن_تزئینی،
بیصدا و بدون دغدغه، طناب بر گردن آن بیندازند که هنوز جرئت #نه گفتن دارد.
از او بگو که یک عمر خود سرپرستِ خود بود
تا آخرین نبردش در سایهای نیاسود
از او که قهرمان بود، جانی به غایت آزاد
نامش به پهلوانی، صد پله منزلت داد
از آن سوارِ سرکش، روشنتر از سپینود
گُردآفریدِ قصه .. این بار بی کُلهخود
از آن سری که نشنید! وقتی نفیر برخاست
مرگی قلندرانه.. زیبنده چهر ِ او راست
در زمهریرِ ظلمت، خونریزی زمستان
بر او گشود در را، باغِ هزاردستان…
#آذر_یاهو بخاطر یه کامنت قلب برای ناتانیاهو و ترامپ ۳ سال محکوم به حبس شده.
#حدیث_مراوریدی بخاطر اینکه استوری کرده که ترامپ امام زمان ایرانه به دو سال حبس محکوم شده و همچنان در زندانه.
#لیلا_معلمی بخاطر اینکه زنگ زده به یه شبکه ماهوارهای به ده سال حبس محکوم شده.
#فائزه_صالح_آبادی بخاطر یک لایک مجددا براش براش پرونده توهین به مقدسات باز شده و به زودی محاکمه میشه و بخاطر یک کامنت به یک سال و سه ماه حبس محکوم شده.
#محبوبه_شعبانی بخاطر رسوندن زخمیها به بیمارستان به اقدام عملیاتی متهم شده و در خطر صدور حکم اعدامه.
#رویا_جمیلیان_مطلق به خاطر یه استوری متهم به سب النبی شده.
#زینب_موسوی بخاطر حمایت از مردم با اتهام محاربه در خطر صدور حکم اعدامه. و کماکان در زندانه.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی جون و زندگی معترضین رو روزانه داره میگیره.
این تصویر #مجید_آدینه است؛ معترض دی ماه که جمهوری اسلامی صبح یکشنبه اعدامش کرد. هیچ عکسی از او قبل از اعدام وجود نداشت و این تصویر هم از ویدیوی اعتراف اجباری است که میزان منتشر کرده
-او پسر، برادر و احتمالا همسر و پدری کسی بود. خانواده دیگری از هم پاشید
از او بگو به دنیا.. از او که قصهای داشت
او جشنِ زندگی بود.. سروی که قد برافراشت
از او که در گشود و ره داد رستگان را
آنگه خودش سپر شد تاراج بیامان را..
نقد #توهم_توطئه
نفسِ نقد «توهم توطئه» ایدهای قابل دفاع است؛ اما در این دوره از تاریخ، به نظر میرسد این ترانه بیش از آنکه جامعه را نقد کند، ممکن است حدِ میان قدرت و قربانیان آن را کمرنگ کند.
شاید منظور سازندگان آن بوده که دشمن و توطئهی واقعی وجود دارد؛ اما هر جریان متفاوتی توطئهگر نیست. یا اینکه جامعه بیمسئولیت نیست؛ اما قدرت مسلط مسئولیت اصلی را دارد.
مسئله اینجاست که کفهی نقد جامعه در این ترانه بسیار سنگینتر از کفهی نقد قدرت است؛ و در چنین مقطعی، این عدم توازن نمیتواند بیاهمیت باشد. در متن ترانه، نقد جامعه صریح و مستقیم است، در حالی که قدرت —با وجود نقشی که در شکلگیری بخش بزرگ و اصلی این وضعیت داشته— تقریباً غایب است.
حتی «ما»یی که ترانه بارها از آن سخن میگوید، روشن نیست دقیقاً چه کسانیاند. وقتی قربانی، معترض، جامعه و ساختار قدرت همگی در یک «ما» خلاصه میشوند، مرز میان مسئول و قربانی کمرنگ میشود؛ و این همان جایی است که نقد «توهم توطئه» میتواند ناخواسته به نکوهش جامعه نزدیک شود.
در فاصلهای کوتاه از دیماه خونبار، اگر منتقدِ توهم توطئه، همزمان سهم قدرت —توطئههای واقعی و دخالتهای پنهانی که موجب آسیبهایی جدی به جنبش آزادیخواهی ایران و تفرقهافکنی میان فعالان منتهی شده— را به رسمیت نشناسد، نقدش ناخواسته به «شماتت» جامعه شبیه میشود و خواهناخواه از رنج و نامرادی مردمی تحت ظلم و اسیر انواع دسیسهها غافل میماند.
ملتی که نهتنها با تمام وجود ایستاد و —بر خلاف متن یکی از ابیات همین قطعه— زیر بار هولناکترین سرکوبها زاری نکرد، که سوگِ رقص برپا داشت و در دل ساختاری نابرابر، فراتر از آنچه تاریخ در وصفش گفته بود ظاهر شد.
کاش این ترانه بهجای تقابلی ناخواسته با «ما»، کنار «ما» میایستاد؛ یا دستکم این «ما» را شفاف میکرد تا از منظوری که —حدس میزنم— سازندگان داشتهاند دور نشود.
نقد توهم توطئه میتواند کاملاً مشروع باشد، اما وقتی وزن اصلی خطاها بر دوش «جامعه» قرار میگیرد و عاملیت سرکوبگر از قاب روایت بیرون میماند، نتیجه دیگر صرفاً طرح یک کد فرهنگی و نقد یک خطای ذهنی نیست؛ بلکه ممکن است به انتقال بخشی از مسئولیت از قدرت به قربانیان منجر شود.
محترمانه و صریح میگویم: به نظرم اینبار حرفی مهم، در زمانی نامناسب و با روایتی کمدقت گفته شده است.
حجاب در ایران هنوز اجباریه. اونچه امروز در خیابانها میبینیم عقبنشینی حکومت نیست، پیشروی زنانیه که مرزهای این اجبار رو با مقاومت روزمره عقب زدن. جمهوری اسلامی چیزی به زنان نداده، زنان با علم به هزینهای که ممکنه هر لحظه بهشون تحمیل بشه، ایستادن و بخشی از حقشون رو تلاش میکنن بگیرن.
#زن_زندگی_آزادی