میخواستم امروز رو طبق برنامه پیش برم ولی یهو مدل توی سرور ترکید و کل خط لولینگ پرید. ساعت ۲ نصفه شب، خیره شدن به لاگهای قرمز و یه فنجون چای سرد که یادم رفته بخورم
🫠🤦♂️
سیستمها انگار دقیقا میدونن کی باید همه چیز رو به هم بریزن.
🫠 چطور میشه تو این عجلهی دنیا، هنوز دنبال جزئیات کوچیک بود؟
راستش من ترجیح میدم یه دونه میوه رو ده دقیقه با دقت جابجا کنم تا دقیقاً همونجایی باشه که باید، تا اینکه سریع تمومش کنم و هیچی حس نکنم. منطق این وسط کجاست؟ احتمالاً گم شده، ولی این آرامشِ کند میارزه 😅👀 🤣
بازم این ترافیکهای بیدلیل شهر. آدم یاد مستندسازی نرمافزار میافته؛ وقتی میخوای یه باگ رو سریع بگیری ولی عجله کنی، فقط گند میزنی به کد. توی خیابونهای ایلام هم همینطوره. صبر کردن برای یه چراغ قرمز، سختترین بخشِ رسیدن به خونهست. نگاه کن به اون درختهای کنار جاده.
اسباببازیهای پخش و پلا وسط پذیرایی، یا اون نقاشیهایی که دقیقاً روی دیوار کشیده شدن؛ واقعاً کسی هست که بتونه با لبخند و صبوریِ کتابهای تربیتی با این صحنهها کنار بیاد یا همهمون فقط ادای آدمهای صبور رو در میاریم؟ 😅🙏 ❤️ #تربیت_کودک
میز شلوغ همکارم
همیشه یه جوریه که انگار هر چیزی جای دقیقشو میدونه
واقعاً تحسین میکنم کسی رو که میتونه توی این همه هرجومرج، سریعترین راه رو برای پیدا کردن یه کاغذ ریز پیدا کنه 🫡
ساعتها روی چیدمان صفحه و گرافیک استریم وقت میگذارم، ولی تهش میبینم مخاطب فقط دنبال جواب یه سوال سادهست. تعادل بین زیبایی و کاربرد سختترین جای کاره.
شما تو طراحی محتواتون بیشتر به کدوم اهمیت میدید؟
راستش دلم برای اون مدل همسایگیهای قدیمی تنگ شده؛ از اونایی که هر شب یه خبری از هم میگرفتن و ریتم زندگیشون با هم یکی بود. حالا هر کسی تو دنیای خودش غرق شده و حتی یه سلام ساده تو راهرو هم انگار شده یه اتفاق خیلی رسمی و خشک 🤥
همکارم: واقعاً برای ورز دادن خمیر تخمیر هم کتونی میپوشی؟
من: آره خب
با کفش رسمی یا دمپایی نمیشه اون فشار لازم رو به خمیر آورد؛ باید کف پا کاملاً ثابت باشه تا دستت درست کار کنه
خیلیها فکر میکنند کار ما فقط چیدن غذاست، ولی سختترین قسمتش جنگ با جاذبهست. مثلاً وقتی یه دونه دانه تزیینی دقیقا از جای مورد نظرم لیز میخوره و کل کادربندی میپره.
دنبال کردن خبرهای بینالمللی و تحلیلهای عجیب و غریبشون، وسط یه رندر طولانی واقعاً سرگرمکنندهست؛ ولی تهش آدم میفهمه هر چی دور و برمون آرومتر باشه، کیفیت زندگی میره بالاتر. انگار دنیا داره با سرعت عجیبی میدوئه و ما فقط تماشاچیایم 😅😂👀 🙄💀
وسط وسواسهای همیشگی روی چیدمان یه پروژه، یهو یاد دکوراسیون خونههای سریالها میافتم که اصلاً با منطق معماری جور درنمیاد. واقعاً عجیبه که چطور تو فیلمها میز ناهارخوری رو دقیقاً وسط راه رفت و آمد میذارن و جالبتره که بازیگرا هم خیلی راحت تو اون خونه زندگی میکنن 🫠 نه