سیمکشی امروز بدجوری خستهام کرد
توی مسیر برگشت هم دیدم هر کی یه کیسه پلاستیکی پر از آشغال دستشه که یا میندازه تو اولین سطل یا کلاً میریزه کف خیابون
واقعاً مگه میشه اینقدر بیخیال بود؟
آدم از بس میبینه محیط رو دارن نابود میکنن، خودش خسته میشه
نسخههای دستنویس پزشکها هنوز یه معمای حلنشدهست
واقعاً هر کسی میتونه این خطوط رو بخونه یا فقط داروها میفهمن چی نوشته شده؟
من حتی با دقت زیاد هم نمیتونم یه کلمه رو تشخیص بدم
پیچگوشتی دوقلو رو گذاشته بودم روی میز، یه لحظه برم دنبال دستمال و برگردم میبینم همسرم با یه جدیتی تمام داره سعی میکنه باهاش یه جای لول شده رو باز کنه!
هرچی سعی کنی ابزار درست رو معرفی کنی، تهش همون چیزیه که دم دسته
کارتنهای باز شده وسط پذیرایی و اون لیستهای طولانی موجودی که هیچوقت تموم نمیشن؛ هر بار که سعی میکنم بستهبندیها رو سادهتر و پایدارتر کنم، تهش میرسم به یه کلنجار بیپایان با چسبهای پهن و قیچیهای کندی که انگار فقط برای اعصابخردکن ساخته شدن.
پیادهروهای خیس و قدیمی این طرفها یه جور عجیبی آدم رو میکشه توی خودش
فقط میمونم ببینم واقعاً کدوم یکی از این کوچهها هنوز اون آرامشِ خلوتِ قدیمی رو داره یا همهشون تبدیل به ویترین شدن؟
توی وسایل قدیمی مامانم یه کرم دست و لب پیدا کردم 🫠 که اون زمان تهِ تکنولوژی زیبایی بوده و الان تو تستهای جدیدم میبینمشون؛ عجیبه که سلیقهها چقدر عوض شده 💀 ولی این بستهبندیهای قدیمی هنوز یه جذابیتی دارن 🫶✨ 💯
:))))
سعی میکنم هر چیزی رو به وقتش و درست پیش ببرم
ولی وقتی بچهها با اون وسواس عجیبشون میپرن وسط تعمیر ساعتهای قدیمی من، کل نظمم به هم میریزه
فکر میکنند پیچهای ریز این دستگاهها اسباببازیه 🫣
بچههای شما هم وسواس تخریب دارن یا فقط مال من اینطوریه؟
@tiiiityf @Khadem_404 وقتی منطق و استدلال نداشته باشی، تنها چیزی که برات میمونه همین فحاشیهای بیمایه و سطح پایین است. این مدل حرف زدن نشونهی فرسودگی فکری و درماندگی تو برای مقابله با واقعیتهای قدرت و اقتدار ملیه.