The Secret in Their Eyes (2009, Juan José Campanella)
"A guy can change anything. His face, his home, his family, his girlfriend, his religion,his God. But there's one thing he can't change. He can't change his passion."
تا چند وقت به پایان فیلم قراره فکر کنم. عجب چیزی بود.
🎬 Lessons in Chemistry
در دورانی که برای زنان مرز تعیین میکردند، زنی باهوش و سرسخت تصمیم میگیرد قواعد بازی را به هم بزند؛ داستانی درباره علم، رویاها و شکستن کلیشهها.
ژانر: درام | تاریخی
مینی سریال ۸ قسمتی
الهامبخش، دلنشین، متفاوت
ایکیروی کوراساوا اقتباسی از مرگ ایوان ایلیچه و کل فیلم ستایش زندگیه. فیلمو میشه تو این ترانه که تو خود فیلم خونده میشه خلاصه کرد:
زندگی کوتاه است، عاشق شوید ای دختران
پیش از آنکه رنگ سیاه موهایتان برود
پیش از آنکه آتش دلتان خاموش شود
چرا که امروز دیگر هرگز تکرار نخواهد شد.
کارگردان اسطوره سینما John Carpenter از پروژه جدیدی به نام Cathedral رونمایی کرده است؛ اثری که هم یک رمان گرافیکی است و هم یک آلبوم موسیقی متال. ۱/۶
#رشتو 🧵
#متال_خوار
کابوی نیمه شب
Midnight Cowboy 1969
اثری از جان شلزینجر با بازی شاهکار داستین هافمن کثافت لعنتی 😍حکایتی از رویای شکست خورده آمریکایی، تصویری خشن اما واقعی از نیویورک اواخر دهه 60 میلادی.
تلخ اما به یادماندنی!
برنده 3 اسکارو اولین فیلم رده بزرگسالان که اسکار گرفت.
ببینید حتماً!
فیلم I Swear با بازی رابرت آرامایو؛ نمایش درخشانی از رنج، امید و انسانیته. آرامایو اینقدر کمنظیر این نقش رو بازی کرده که آدم از دیدنش کیف میکنه. جایزه نقش اول بفتا رو اینقدر با خوشحالی عجیبی دریافت میکنه که قلب آدم خوشحال میشه. چرا الان دیدم کلیپ جایزه رو؟ چون نت نداشتیم...
بعد از تماشای فیلم Green Room حس کردم بعد از مدت ها یه جواهر از صندوقچه فیلم های خوشگل اسلشر پیدا کردم
فیلمی که تا اخرین لحظه تو رو با خودش میکشه
سکانس ها حس واقعی بودن میدن و استرس در نهایت خودشه
و البته کاراکتر ها احمق نیستن و یه ویلن بی نظیر مثل پاتریک استوارت داریم
زیبا زییا
🎬 The Tattooist of Auschwitz
در دل یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ، دو انسان میان وحشت و مرگ، به عشق چنگ میزنند؛ ((داستانی واقعی ))از امید در جایی که امید معنایی نداشت.
ژانر: درام | تاریخی | عاشقانه
مینی سریال ۶ قسمتی
تلخ، تأثیرگذار، فراموشنشدنی
تو اتوبان پشت فرمون بودم که بیلبورد یک فیلم یا سریالی به اسم کلاغ توجهمو به خودش جلب کرد. با خودم فکر کردم که اگه یک جوون ایرانی تو سال ۱۳۵۶ بودم این میتونست بیلبورد فیلم بیضایی باشه و چقدر معنای متفاوتی میداشت. ولی متأسفانه اون قدر خوشبخت نیستم.
کلاغ ۱۳۵۶
اگه کسی ازم بپرسه رابطهی الکل با سینما کجا عمیق میشه، فیالفور میگم سینمای هونگ سانگ سو. آدمای فیلمای او قبل دورهمی و مصرف SOJU، خویشتندار، رازدار و مهرباناند. درام با اولین بالارفتن شکل میگیره و کمپلکس میشه.
سوجو فقط یه الکل نیس، مهمترین موتیفِ سینماییشه
مارتین اسکورسیزی
استیون اسپیلبرگ
دو تا اسمی که کافیه بودنشون کنار هم زمین رو به لرزه دربیاره.
و بله هر دو این بزرگوار در مراحل ساخت این پروژه حضور داشتهاند و به عنوان
Executive Producer
نقشآفرینی کردن.
بریم ببینیم با چی روبرو خواهیم شد!
دوزخ (L'Enfer) شابرول بخوبی نشون میده که شک چجوری مثل خوره میافته به جان آدم و کمکم همه چیز رو میخوره. فرانسوا کلوزه و امانوئل بئار عالیان، ولی بیشتر از بازیگرها، خود فیلم داره نشون میده جهنم واقعی کجاست: در درون خودمان، برخلاف جملهی سارتر:
دوزخ دیگری است.
در مورد فیلم The Ice Tower:
من خوشم امد راستش ولی خیلیها مثل اینکه دوست نداشتند.
فیلم با میزانسنهای یخزده و تصویرپردازی مسحورکننده، سینما را به هزارتویی از آینهها بدل میکند.
#پیشنهادفیلم
قطار بوسان
Train to Busan 2016
محصول کره جنوبی در ژانر وحشت و اکشن با موضوع بقا در برابر زامبیهاست!
خودم شخصاً هر فیلمی با این موضوع رو دوست ندارم. اون چیزی که باعث شد معرفیش کنم خوشساخت بودن و پرداخت درخشان بار احساسی و عاطفی اثره. از اون آثاریه که توی ذهن میمونه.