@abarmard7@vakil_molook بله درسته، همونطور که عرض کردم ناشی از نقص نظام انتخاباتیِ first past the post هست، برعکس آلمان که proportional representation مبنای تخصیص کرسیهاست. البته آلمان از اون طرف هم قوانین تشکیل ائتلاف و اتحاد سیاسی خیلی جالب و منحصر به فردی داره که پارلمان با نظام تناسبی قفل نشه.
شاید یک شانسی در این جابجایی باشه؛ استارمر تقریبا در تمام دورهاش، بیشتر شبیه همون استارمر «رهبر اپوزیسیون» رفتار میکرد، بیش از حد سیاسی. درست مثل کسی که میدونه چی خوبه و چی بده؛ اما به جهت غلبه تفکر انتقادی، در انتخاب استراتژی مذبذب و سسته.
به نظر میاد بزودی، کییر استارمر رسماً استعفا میده و «اندی برنهام» شهردار سابق منچستر که اصلا برای جانشینی استارمر، ماه پیش وارد پارلمان شد؛ نخستوزیر بعدی خواهد بود.
این است سرنوشت سیاستمدارانی که تنها هدف و همتشون، صرفا راضی نگهداشتنِ همهی طیفهای سیاسی است.
@abarmard7@vakil_molook علاوه بر اون،همون پیروزی هم از محبوبیت فراگیر حزب کارگر نبود. بعلت قوانین انتخابات عملاً نسبت آرا با تعداد کرسیها متناسب نیست. حزب کارگر در کل بریتانیا مجموعا فقط ۳۳ درصد رای اورده ولی با ۴۱۱ کرسی از ۶۵۰ کرسی در پارلمان اکثریت قاطع داره.
به نظرم نخستوزیری اندی برنهام، میتونه درس خوبی برای دموکراتهای آمریکا و به طور کلی تمام احزاب چپ سامانههای دموکراتیک باشه. ظهور یک شخصیت عملگرا و اجرایی، در راس یک دولت چپ، میتونه موفق باشه؟ و اگر موفق نشد، چرا؟
و بریم سراغ فرمانداران دموکراتی که تو ایالت خودشون محبوبند تا جامعه حس کنه که گزینه ما میتونه عملگرایانه، تغییر و بهبود رو رقم بزنه و فقط سخنران نیست.
انتخاب اندی برنهام به عنوان یک شهردار نسبتا موفق، اون هم باوجود اینکه حضورش در مجلس یک فرآیند طویلی داشت، شاید از همین دیدگاهه
بحران برگزیت، این خلا اساسی را در طول حکومت هر دو حزب عمده بریتانیا مشخص کرده است. از کودتای حزبیِ بوریس جانسون تا دولت خیلی کوتاه لیز تراس در حزب محافظهکار، تا دولت مستعجل کییر استارمر از حزب کارگر…
به نظر میاد بزودی، کییر استارمر رسماً استعفا میده و «اندی برنهام» شهردار سابق منچستر که اصلا برای جانشینی استارمر، ماه پیش وارد پارلمان شد؛ نخستوزیر بعدی خواهد بود.
این است سرنوشت سیاستمدارانی که تنها هدف و همتشون، صرفا راضی نگهداشتنِ همهی طیفهای سیاسی است.
این نقیصه در جمهوری سوم فرانسه و جمهوری وایمار کاملا قابل مشاهده بود، نقصی که در فرانسه با تشکیل جمهوری پنجم و در آلمان با تدوین مقررات پیچیده و جزئینگر پارلمانی، نسبتا برطرف شد. انگلستان به مدد نخستوزیرهای مقتدری از هر دو جناح، نیازی برای اصلاحات ندید و حالا
نظریه نامحبوب:
گزارش فردوسی پور امروز خیلی مسخره و درجه چندمه. انگار تو همون سال ۸۵ مونده. تیکههای شوهر عمهای وسط بازی، لفظای تکراری مسخره، نظرات و تحلیلای شخمیِ شخصی وسط بازی، زور میزنه ادای بچه زرنگارم دربیاره، ولی نمیتونه.
خطای عاصم مادیبو (قطر) روی اسماعیل کُنه (کانادا) به نظرم یکی از خشنترین صحنههای تاریخ جام جهانی بود؛ خود قطریها پشماشون ریخته بود، تماشاگران کانادایی هم وقتی دیدند بازیکن قطر ناراحته، با تشویق بهش دلداری دادند 😄 بابا بزنید فحشکشش کنید حروملقمه رو، نایسبازی درنیارید
@azvirayesh اطلاق لهجه جاهلی به آن واقعا نه درسته نه شایسته. پدر من و خانواده نسل بزرگترهای خانواده پدری من این لهجه رو دارند و جاهل با الوات نبودند. بین اهالی ری هم این لهجه رواج داشته.
@Ab_monfared واقعا گفته این حرف رو؟ خیلی عجیبه
من حس میکردم اینقدر واضحه الگو برداریش در حد قالب و کلیات سوژه، که تعمدی بوده در واقع میخواد به خواننده بگه تراژدی یک خانواده در ایران معاصر، خیلی دردناکتر و کُشندهتر از آمریکاست
@roozbehp سومش هم میگه دستور موقت که رسیدگی فوری هست، جای مناسبی برای این خواسته نیست چرا که کارکنان برگزاری خیلی فرصت کمی دارند که بتونند خودشون رو با اثر رفع ممنوعیت وفق بدن، بنابراین احتمال ورود ضررهای به مراتب سنگینتری هست در حالیکه دستور موقت نهادی هست که برای پیشگیری از این ضررهاست
@roozbehp بعد میگه محدودیت هم بر مبنای یک احتیاط عقلایی جهت حفظ امنیت و آرامش رویداد هست و جوری نیست که بگیم صرفا هدفش محدودسازی یک گروه به خصوصه. این سوال هم برای چالشی بود که وکیل خواهان مطرح کرد که حق حضور تماشاچی با پرچمی که مناسب میدونه نباید نقض بشه و قاضی میگه این نگاه زیادی مطلقه