در ادامه پاراگراف سوم:
مشکل غرب درک بدیهیات نیست. مسئله، منفعت کوتاه مدت سیاسی است. به جز چند استثنا در تاریخ آمریکا، ساز و کار تصمیمگیری در میان روسایجمهور ایالات متحده معمولا بر اساس یک سنت نانوشته پیش رفته است:
یا تصمیمی میگیرند که بتوانند تا قبل از انتخابات بعدی از نتیجهاش بهرهبرداری سیاسی کنند؛ حتی اگر همان تصمیم، چند سال بعد هزینههای سنگینتری ایجاد کند.
یا با تصمیمی رو به رو میشوند که هزینهاش باید امروز پرداخت شود اما نتیجهاش شاید سالها بعد دیده شود. در این حالت یا اصل مسئله نادیده گرفته میشود یا دوباره همان انتخاب اول تکرار میشود.
این مشکل از عوارض وابستگی شدید سیاستمداران به افکار عمومی و پایگاه رای است. چمبرلین به خوبی میدانست که هیتلر متوقف نخواهد شد. مشاورانش هشدار داده بودند. وینستون چرچیل در پارلمان بریتانیا هشدار میداد و مردم چکسلواکی فریاد میزدند که برنامه آلمان برای جنگ و اشغال، واقعی و جدی است.
اما مسئله این بود که افکار عمومی در بریتانیا و آمریکا جنگ نمیخواست؛ همانطور که امروز هم جوامع غربی از جنگ و حل مشکلات بزرگ گریزاناند. نمونهاش هم بحران مهاجرت و رشد اسلامگرایی در اروپاست. سالهاست درباره شکلگیری جوامع موازی و شبکهسازیهای اسلامی هشدار داده میشود، اما حاضر نیستند هزینه تصمیمهای سخت را امروز بپردازند؛ چون فشار رسانهای، اتهام نژادپرستی و ریزش رأی، فوری است، اما نتیجه این تصمیمها شاید یک دهه بعد دیده شود.
این مشکل در جمهوری اسلامی با حذف عاملیت مردم در تعیین سرنوشت، آینده و هزینههای سیاسی تصمیمها، حل شده.
ترامپ هم در تمام این سالها تلاش کرد با نفی میراث باراک اوباما، میراث متفاوتی برای خود بسازد؛ اما در نهایت وارد همان مسیری شد که از جورج بوش پسر تا اوباما و جو بایدن همگی در آن گرفتار شدند. اگر آن سنت نانوشته در سیاست آمریکا وجود نداشت، مسئله جمهوری اسلامی احتمالا باید همان سالهای پایانی دولت بوش پسر تعیین تکلیف میشد، نه اینکه دههها به تعویق بیفتد.
حتی جنگ چهلروزه هم از جمله تصمیماتی بود که تا زمانی پیش رفت که امکان بهرهبرداری سیاسی کوتاه مدت برای انتخابات پیشرو از آن وجود داشته باشد و دقیقا در نقطهای که ادامه مسیر نیازمند پذیرش هزینههای بیشتر برای نتیجهای بلندمدت بود، عقبنشینی آغاز شد.
قبل از اینکه بپرسیم کی جمهوری اسلامی فرو میپاشه، باید بپرسیم چرا هنوز فرونپاشیده.
بسیاری از تحلیلها فرض میکنند که تخریب زیرساخت، تحریم، یا فشار نظامی خود به خود به فروپاشی سیاسی منجر میشه. این فرض به چند دلیل اشتباهه.
یکم:
ستون اصلی بقای ج.اسلامی «انسجام دستگاه سرکوب»ه. تا زمانی که زنجیره فرماندهی، وفاداری نیروهای امنیتی، و هسته مرکزی قدرت حفظ بشه، حکومت میتونه در چنین شرایطی دوام بیاره. سپاه پاسداران نه فقط یک نیروی نظامی، بلکه یک امپراتوری اقتصادی است. حدود نیمی از اقتصاد ایران از بنادر گرفته تا کشاورزی، نفت و بسیاری از صنایع رو کنترل میکنه. این میزان از تسلط روی چنین منابع عظیم پولی، وفاداری و تلاش برای حفظ حکومت رو تضمین میکنه.
صدام حسین هم دستگاه امنیتی چندلایهای داشت منتها صدام وفاداری رو بر پایه پیوندهای قبیلهای بنا کرد، جمهوری اسلامی اون رو با امتیازات اقتصادی برای سپاه و طبقه روحانیون جایگزین کرد.
دوم:
محاسبه هزینه. چیزی که در یک دموکراسی میتونه بحران مشروعیت ایجاد کنه (قحطی، کشته شدن معترضان، ویرانی زیرساخت و ...)، در یک ساختار ایدئولوژیک مثل ج.اسلامی به عنوان «هزینه مقاومت» بازتعریف میشه. مرگ نه شکست، بلکه شهادت نامیده میشه.
ویتنام در جنگ با آمریکا نزدیک به یک میلیون کشته داد. عددی که آمادگیاش برای پذیرش، از درک فرماندهان آمریکایی خارج بود. آمریکا جنگ رو با معیار هزینه-فایده خودش میسنجید. ج.اسلامی هم با وجود ضربات مهلکی که به زنجیره فرماندهیش و زیرساختهای کشور وارد شده، هنوز معتقده جنگیدن از تسلیم ارزونتر تموم میشه.
سوم:
زمان به عنوان سلاح. سیستم آمریکایی در برابر زمان حساسیت بالایی داره. رسانهها، نظرسنجیها، جنجالهای سنا و کنگره و برنامههای انتخاباتی، همه عقربههای ساعتی هستند که به نفع ج.اسلامی در حرکتند و حکومت میدونه فقط باید در مقابل این سلاح دوام بیاوره. اگر سریع سقوط نکنند، کمکم تفسیر واشنگتن از «پیروزی» تغییر میکنه تا ماموریت رو تمام کنند.
استراتژی ویتنام هم همین بود که جنگ رو به آزمون اراده تبدیل کرد، نه آزمون قدرت. هدف این بود که آمریکا رو از نظر روانی فرسوده کنند، چون از نظر نظامی نمیتونستند شکست بدند. طالبان هم با همین منطق جلو رفت که «شما ساعت دارید، ما زمان» و به همین شکل بیست سال دوام آوردند. آمریکا رفت و طالبان برگشت.
چهارم:
نهادسازی برای بقا. بعد از جنگ ١٢ روزه، یک شورای دفاعی جدید درون شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد به ریاست علی لاریجانی که قرار بود مقدمات مدیریت در روزهایی رو پایهریزی کنند که عمود خیمهی نظام؛ علی خامنهای رو هدف قرار دادند.
این هوشیاری در تلاش برای بقا رو در حکومتهایی مثل صدام، قذافی و چائوشسکو نمیبینیم.
ج.اسلامی از ابتدای جنگ ١٢ روزه به این نتیجه رسید که جنگهای بعدی رو نه به عنوان یک نبرد نهایی بلکه به عنوان دورههای متعدد از تنبیه ببینه، طوری که صرف زنده موندن پیروزی تعبیر بشه.
نقطه فروپاشی کجاست؟
این لحظه از بیرون غیرقابل پیشبینی است اما از درون همیشه یک نقطه وجود داره: وقتی انسجام دستگاه امنیتی از درون شکسته بشه. حملات نظامی وقتی میتونه موثر باشه که به صورت هدفمند برای شکستن اون انسجام عمل کنه. نگرانی حکومت از هدف قرار گرفتن ایستهای بازرسی از لانچرهای موشک بیشتر بود. به همین دلیل ساده که ایستهای بازرسی سپاه و بسیج در تهران نمادی از اراده رژیم برای بقا هستند. برای پیروزی بر آخوند باید این مقاومت از میان برداشته بشه تا اراده فرو بریزه.
#فوری
اختصاصی ـ ذهن شرطیشدهات (که فکر میکنه سقوط رژیم حتماً باید شبیه فیلمهای هالیوودی باشه) رو بذار کنار؛ چشمانت رو باز کن تا هندسه نوین قدرت رو بعد از مرگ خامنهای ببینی
رژیم جمهوری اسلامی چگونه سقوط خواهد کرد؟
۱/ در توییت کوت شده زیر که تقریبا یک سال پیش نوشتیم گفتیم که ساختار رژیم جمهوری اسلامی مانند یک هرم وارونه است. یعنی خامنهای به گونهای ساختار قدرت را تنظیم کرده بود که همه چیز معطوف به او میشد.
و چون چسب این ساختار یعنی آنچه که اجزا را به یکدیگر پیوند میداد کیش شخصیتی بود که خامنهای پیدا کرده بود. در نتیجه با مرگ یا حذف خامنهای جمهوری اسلامی وارد فرایند فروپاشی میشود. یعنی نیروی گریز از مرکز فعال و اجزا شروع میکنند به دور شدن از یکدیگر
۲/ خیلیها میپرسند: خب وقتی اسرائیل و آمریکا در حمله اسفندماه کل بیت و خانوادهٔ خامنهای را پودر کردند، پس چرا این اسکلت بوروکراتیک هنوز سرِ پاست؟ پاسخ ساده است: اکنون چیزی به نام جمهوری اسلامی وجود ندارد و تمام شد و رفت!
آنچه امروز در تهران خیمه زده، یک حکومت نظامیِ عریان و بیآبروست که اتاق فرمانش در دستِ مافیای جهانی (دموکراتهای واشنگتن، کاخ باکینگهام، کاخ الیزه، کاخ کرملین و پکن) قرار داره. رژیم خمینی مرده، اما فضای دی تا بهمن ۵۷ برگشته؛ یعنی مدیریتِ پنهانِ کشور توسط کارتلهای اطلاعاتیِ خارجی.
در سال ۵۷ به محضی که آریامهر از کشور خارج شد، تمام قدرت های جهانی مهره های خود در تهران که از قبل کاشته بودند را فعال کردند و هر کدام یک بخش از ساختار حکومت را به کنترل خود درآوردند. به فضایی که از دی ۵۷ بر کشور حاکم شد و تا همین الان وجود دارد اصطلاحا گفته میشه وضعیت پنجاهوهفتی
منتها سازمان های اطلاعاتی به این نتیجه رسیدند که باید بر روی یک حاکم یعنی خمینی اجماع کنند تا اول نظم کاذبی حاکم شود که بتوانند غارت سازمانیافته را آغاز کرده و این غنیمت را بین خود تقسیم کنند. بعد از مرگ خمینی هم این سازمانها دوباره بر روی خامنهای اجماع کردند.
با فروپاشی شوروی و دگرگونی موزاییک های امنیتی مسکو، چینش امنیتی داخل ایران هم برهم خورده و خامنهای یکهتاز میدان شد.
از طرفی با چرخش تاریخ یعنی ظهور ابرقدرتی به نام اسرائیل و سازمانی به نام موساد چینش اطلاعاتی و امنیتی منطقه و حتی جهان برهم خورد.
در نتیجه یک بازی جدیدی شکل گرفت که بازی قبلی رو بلعید. و آن هم پروژه خاورمیانه نوین و جنبش MAGA بود. این دو بازی مستقیما پدیدهی ظهور هوش مصنوعی و پردازش کوانتومی هستند.
تا اینجای کار میتوان یقین پیدا کرد که در طول این سالها خیلی از سیستم های اطلاعاتی داخل و خارج توسط موساد و سیا آچمز شدهاند یا اصطلاحاً (Rolled Up) شدند. تنها مانده بود ضربه آخر یعنی کشتن خامنهای
با کشته شدن خامنهای اکنون مهرههایی که از گذشته توسط کارتلهای اطلاعاتیِ مزدور دموکراتها، فرانسه روسیه و چین و کشورهای منطقه در ساختار رژیم کار گذاشته شدهاند ( قالیباف، وحیدی، جلیلی، روحانی، عراقچی و پزشکیان) در حال تلاش هستند تا دست اربابشان از آینده ایران کوتاه نشود. جنگ ترامپ هم با همین شبکههای پنهان پنجاهوهفتی است.
قطعا آمریکا و اسرائیل هم مهرههای زیادی در ساختار دارند که به وقتش آنها را فعال میکنند. منتها هدف اسرائیل و آمریکا بازگشت حاکمیت ملی به ایران است تا بتوان امنیت و صلح بلند مدت(یک قرن) را به منطقه بیاورند و پروژه خاورمیانه نوین و جنبش MAGA را به سرمنزل مقصود برسانند.
چیزی که روسیه و چین و اروپا نیاز دارند بحران در خاورمیانه است و چیزی که آمریکا و اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس نیاز دارند امنیت و صلح در خاورمیانه است.
امنیت و صلح هم در ایران جز با بازگشت قدرت به مردم ایران و تاج گذاری شاه امکان پذیر نیست. چون فقط پهلوی و مردم ایراناند که تروریست نیستند. بقیه لایه های سیاسی سپهر سیاسی ایران آلوده به ویروس اسلام و ویروس چپ هستند و باید نابود شوند.
پایان بخش اول
بخش دوم تا ساعاتی دیگر
#جاویدشاه
دفتر رسانهای شاهزاده رضا پهلوی با انتشار بیانیهای با اشاره به زادروز مجیدرضا رهنورد در روز ۲۶ خرداد، مسابقات جام جهانی فوتبال و گردهماییها، مراسمها و فعالیتهای گوناگونی در سراسر جهان برگزار خواهد شد، نوشت: «بر همه ایرانیان میهندوست و آزادیخواه است که با حضوری باشکوه در این برنامهها، پرچم ملی شیر و خورشید را برافرازند و یاد پهلوان خراسان و همه جاویدنامان انقلاب ملی ایران را گرامی بدارند.»
در این بیانیه آمده است: «همزمان، مسابقات جام جهانی فوتبال فرصتی کمنظیر برای رساندن صدای ملت ایران به جهانیان فراهم میکند. از این فرصت تاریخی بهره بگیریم؛ پرچم شیر و خورشید را در ورزشگاهها، خیابانها و میدانهای شهرها به اهتزاز درآوریم و تصاویر جانفدایان راه آزادی را در برابر چشم جهانیان قرار دهیم.»
دفتر رسانهای شاهزاده رضا پهلوی همچنین نوشت: «هممیهنان ساکن آمریکای شمالی، درون و بیرون ورزشگاهها، پرشمار، متحد و پرخروش حضور یابید و صدای رسای ملت ایران باشید و خواست و اراده یک ملت متحد برای بازپسگیری میهن خود را بار دیگر به نمایش بگذارید.»
https://t.co/NXZTxshyfx
اجازه بدید یک درس سریع فونتیک بهتون بدم.
در زبانهایی که به خط لاتین نوشته میشوند، حرفهای صدادار/مصوت به دو دسته «قوی» و «ضعیف» تقسیم میشوند.
این لیست رو یاد بگیرید براتون هم تلفظ زبانها راحت میشه، هم نوشتنشون:
حروف قوی: a, u, o
حروف ضعیف: i, e و بیشتر وقتها y
حالا…
🔴DO NOT SCROLL
The Islamic regime is going to hang Shayan Hadian, a 17-year-old swimmer and boxer, because he participated in the January protests.
They forced him to confess he “led the January protests.”
He is just a kid.
Share this before they kill him.
آموزش متد SNI Spoofing روی گوشی موبایل بدون روت🔥:
تماشادر یوتوب: https://t.co/CeAB9axQdI
تماشا در تلگرام: https://t.co/rzE9YSBqGg
⭐️توی این ویدئو این مراحل رو پیش میریم:
1- ساخت کانفیگ Edge(روزانه 6 گیگ رایگان با کلودفلر)
2- نصب و استفاده از Termux برای نصب اسکنر من و پیدا کردن آیپی تمیز
3- استفاده از اسکنر SenPai Scanner برای اسکن آیپی تمیز کلودفلر با استفاده از کانفیگهای Edge
4- استفاده از پروژه رسول برای انداختن آیپی تمیز به تعداد بالا پشت کانفیگ
5- استفاده از آیپیهای تمیز توی Json اسپوف و اتصال پرسرعت به اینترنت آزاد
#مهم
این اکانت داره با جا زدن عکس یک پاسدار کشته شده بجای جاویدنامهای دی ماه، کشتار مستند رو زیرسوال میبره و در زمین جمهوری اسلامی بازی میکنه. این اکانت مشخصا یک اکانت سایبریه، لطفا انقدر پخش کنید این توییت رو تا همه متوجه بشن.
پ.ن: زن زندگی آزادی تو بیو!
اگر یک قرص ایبوپروفن بخورید، همانقدر که به جمجمهتان میرسد به انگشتان پایتان هم میرسد.
حدود ۲۰ دقیقه بعد از بلعیدن آن، دارو در تمام قطرههای خون بدن شما، از سر تا پا، بهطور همزمان حضور دارد.
ایبوپروفن هرگز بهدنبال نقطهٔ درد نمیگردد. درد چیزی نیست که یک قرص بتواند آن را تعقیب کند.
وقتی زانویتان به جایی میخورد، خودِ کبودی فقط بخش کوچکی از درد است. بدن شما مادهای شیمیایی را به آن ناحیه میفرستد و آن ماده، حساسیت پایانههای عصبی را تا آخرین حد بالا میبرد.
ناگهان جوراب، نسیم هوا، یا حتی وزن یک پتو میتواند آن اعصاب را طوری تحریک کند که انگار با چاقو زخمی شدهاید. آسیب واقعی کوچک است؛ بیشترِ آن فریاد درد، حاصل واکنشهای شیمیایی است.
ایبوپروفن دستگاه ریز و میکروسکوپی ایی را در سلولهای شما از کار میاندازد که مسئول تولید آن مادهٔ شیمیایی است.
پزشکان آن دستگاه را «COX» و آن ماده را «پروستاگلاندین» مینامند، اما نامها چندان مهم نیستند.
وقتی آن دستگاه متوقف میشود، سطح پروستاگلاندین کاهش مییابد، اعصاب آرامتر میشوند و درد ضرباندار کمکم فروکش میکند.
این اتفاق در هر جایی که خون شما جریان دارد رخ میدهد؛ زانوی دردناک و آرنجی که هیچ مشکلی ندارد، هر دو دقیقاً یک دوز یکسان دریافت میکنند.
همین اثر سراسری است که باعث میشود ایبوپروفن بتواند به معده هم آسیب بزند.
همان دستگاهی که با مهار آن سردردتان آرام میشود، وظیفهٔ حفظ لایهای نازک از مخاط محافظ روی دیوارهٔ معده را نیز بر عهده دارد.
وقتی آن را برای درمان سردرد مهار میکنید، در واقع تولید آن لایهٔ محافظ را هم کاهش میدهید. قرص هیچ راهی برای تشخیص تفاوت میان سرِ دردناک شما و پوشش محافظ معدهتان ندارد.
جالب اینجاست که ایبوپروفن در اصل برای سردرد ساخته نشده بود.
داروسازی به نام Stewart Adams از دههٔ ۱۹۵۰ حدود ده سال در شرکت Boots تلاش کرد دارویی ملایمتر از آسپرین برای بیماران مبتلا به آرتریت بسازد.
او نخستین دوزها را روی خودش آزمایش کرد.
مشهورترین آزمایش او صبحی بود که با خماری شدید از خواب بیدار شد، پیش از یک سخنرانی ۶۰۰ میلیگرم ایبوپروفن معادل سه قرص معمولی مصرف کرد و آنقدر حالش بهتر شد که توانست روی صحنه برود.
او هزینهٔ ثبت اختراع، یعنی فقط یک پوند، را از جیب خودش پرداخت کرد، هرگز آن پول را پس نگرفت و از یکی از پرمصرفترین مسکنهای تاریخ جهان تقریباً هیچ درآمدی به دست نیاورد.
ایبوپروفنی که چند دقیقه پیش خورده اید همزمان به تمام نقاط بدن شما میرسد؛
نه دشمن مشخصی برای پیدا کردن دارد و نه مقصدی برای حرکت. فقط چند ساعتی را صرف میکند تا صدای همهٔ اعصابی را که از کنارشان میگذرد کمی پایین بیاورد؛
حتی همان اعصابی که مشغول محافظت از معدهٔ شما بودند.
اینایی که برای بچههای میناب یقه جر میدن ولی چشمشونو رو کشتار دی ماه بستن فیکن همونطوری که اونایی که واسه فلسطین شاکیان بدون اینکه به جنایاتی که در سایر نقاط جهان اتفاق میافته اهمیتی بدن. آدم فیک همیشه فیکه. یا شرف نداره یا ابله و دنباله رو و بدبخته.
#IranMassacre