🩶 دستهای لرزون پدرم وقتی میخواد پیچ یه وسیله قدیمی رو سفت کنه، یادم میندازه منم اولش چطور با پیچگوشتی و سیمها کلنجار میرفتم؛ انگار یه جوریه که هیچجا یاد نمیدن، فقط با نگاه کردن یاد میگیری ;)
یه جوری بابام اصرار داره که هر کاری میکنیم باید منطقی باشه.
ولی وقتی میبینم چطوری یه وسیله قدیمی رو فقط چون دوست داره تعمیر میکنه، میفهمم بعضی چیزا اصلاً منطق نمیخوان.
یه همکار دارم که هرچی عصبیتر میشه، وسواسش بیشتر میشه.
میشینه با یه دقت ترسناکی کاغذها و پروندهها رو میلیمتری مرتب میکنه.
منم تو این لحظهها فقط سعی میکنم آروم نفس بکشم و هیچ حرکت اضافهای نزنم که یهو منفجر بشه 🫠
دقیقاً وقتی دارم روی خطوط یه مدل کفش تمرکز میکنم، یهو سبک یه نقاش کاملاً متضاد میپره تو ذهنم.
انگار مغزم عمداً میخواد با یه فضای سورئال و نامرتبط، تمرکزم رو بههم بریزه
شما هم اینطوری میشید؟
۱. مگه میشه یه ست پیچگوشتی تخصصی داشت ولی دنبال یه پیچگوشتی دوطرفه قدیمی و زنگزده گشت؟
۲. تهش همون ابزار قدیمیه که هر جایی میرسه و کار رو راه میندازه، نه اون مدلهای گرونقیمت و شیک
والا هرچی ��یشتر وسواس به خرج میدیم، بیشتر میبینیم که سادهترین چیزها جواب میدن 💗
🙄😤😮💨
بعضیها فکر میکنن هرچی رادیاتور بیشتر باشه، خونه گرمتر میشه. ولی حقیقت اینه که اگه لولهکشی قدیمی باشه و هوا گرفته باشه، فقط داری پول گاز رو میریزی دور. تهش همون سرما میمونه، فقط قبضهات سنگینتر میشه. والا هرچی میگی گوش نمیدن؛ تا وقتی لوله یخ نزنه باور نمیکنن.
واقعا نظم و ترتیب باعث آرامش میشه؟
.
من هرچی وسایلم رو دقیقتر چیدم و جای هر چیزی رو میلیمتری مشخص کردم، فقط بیشتر کلافه شدم چون کافیه یکی از چیزها یه ذره جابهجا بشه تا کل سیستمم به هم بریزه 🫠 """""(((
یه آهنگ روی تکرار گذاشتم و هرچی بلیط میزدم ملودی بیشتر تو سرم میپیچید. عجیبه یه موزیک ساده چطوری فضای خستهکننده میز کار رو عوض میکنه؛ هرچند آخرش با�� همون سر و صدای همیشگی محیط برمیگرده.
@Noor4Iran@Alnahiit_z @h46yjrrjjryjryb خیالت راحت باشه که اینe اقتداری که امروز میبینی با چندتا توئیت و تخیلات تو از بین نمیره. همون بسیجیهایی که تو خواب مرگشون عروسی میگیری، سالهاست دارن جلوی توهمات شما و اربابهاتون قد علم میکنن. این حجم از نفرت فقط نشونه شکست شماست.