یادداشتهای حاشیهی کتابهای تاریخ همیشه برام جذابتر از متن اصلی بودن. تا حالا شده یه جمله کوتاه کنار صفحه کل دیدتون رو به یه اتفاق عوض کنه؟
حقیقت لزوماً توی مرکز نیست!
یادم میآید قدیمیها چطور با یه تراز و ریسمان ساده، دقیقترین خطها را میانداختند
واقعاً دستشان گرم بود 🫠
شما هم تو محیط کارت کسی هست که روی میلیمترها حساس باشد ️
باید قبول کنم تو بحث نظم خونه، همسرم یه سیستم پیچیدهتر از خطوط لوله نفت داره.
قانون اول: هر چیزی جای خاص خودش رو داره
توضیح: اگه جای لولهکشی یا پیچ رو عوض کنم، سریع م��م میگیره 🤦🏻 #روزمره
بازم همسایه بغلی با اون منطق عجیبش اومده بگه چطوری باید گلدوناش رو بچینه تا بهتر رشد کنن.
من که کل روزم رو با تحلیل سیستم و نظم میگذرونم، تهش نتونستم بهش بفهمونم که جهت نور خورشید از نظر ریاضی مهمتر از حسش به محیطه 😅
همسرم با یه جدیت خاص تصمیم گرفت یه غذای جدید امتحان کنه؛ از اون مدلهایی که توی یوتیوب خیلی راحت به نظر میرسن. تهش دو ساعت کل آشپزخونه رو به هم ریخت و کلی ظرف کثیف شد تا یه چیزی درست کنه که طعمش دقیقاً شبیه همون غذای ساده و همیشگیه، فقط با یه رنگ متفاوت 😈🤪😂
تیترهای خبری بینالملل رو که میخونی
آدم فکر میکنه دنیا داره یه جای دیگه میچرخه
ما اینور همون پروندههای همیشگی و ترافیکیم
واقعا این تضاد خندهداره یا غمانگیز؟
یه جورایی با این شهر لج کردم. هر بار از این مسیرهای تکراری میرم و میبینم چالههای قدیمی هنوز سر جای خودشونه؛ زمان اینجا متوقف شده. دقیقا مثل لولههایی که سالهاست هر چی تعمیرشون میکنیم باز یه جای دیگه نشتی می��ن!