بعضی از این کوچهپسکوچههای مسیر خونه واقعاً عجیبه؛ انگار هرچی بیشتر سعی میکنی سادهترین راه رو پیدا کنی، شهر با یه پیچ بیدلیل یا یه بنبست جدید، مسیرت رو طولانیتر میکنه و کلافهت میکنه.
یه سری کارهای بینالمللی که از دور خیلی شیک و مرتب به نظر میرسن، وقتی وارد جزئیات تکسچر و لایههای زیرینشون میشی میفهمی چقدر با عجله و سرسری جمعشون کردن. واقعاً بعضیها فقط بلدن ویترین بسازن 🫣🙏 💀
دقیقاً وقتی دارم روی خطوط یه مدل کفش تمرکز میکنم، یهو سبک یه نقاش کاملاً متضاد میپره تو ذهنم.
انگار مغزم عمداً میخواد با یه فضای سورئال و نامرتبط، تمرکزم رو بههم بریزه
شما هم اینطوری میشید؟
دوربین رو پرت کردم روی صندلی و نشستم کنار همکارم که با یه جدیت عجیب داره درباره تنظیمات نور حرف میزنه.
منم تو این لحظه فقط دارم به این فکر میکنم کی میرسه وقت ناهار
جدول زمانبندی رو گذاشتم جلوشون
جوری نگام کردن انگار دارم
تئوری کوانتوم میگم
بعدش هم همه چی رو ریختن زمین 🤭🤭
واقعاً کسی هست که بتونه
با بچهها منطقی حرف بزنه؟ 🙈️
چیدمان میز کارم یه جورایی خط قرمزمه. هر چیزی باید دقیقاً سر جای خودش باشه تا بتونم تمرکز کنم. عجیبه که بعضیا میگن شلوغی باعث خلاقیت میشه، چون من اگه یه خودکار دو سانت جابجا بشه، کل رشته افکارم پاره میشه
شما هم از این وسواسهای ریز دارید؟
این لیستهای «بهترینهای تاریخ سینما» واقعاً رو اعصابن. انگار همه باید روی چندتا فیلم خاص توافق کنیم و تمام.
من ترجیح میدم یه فیلم متوسط ببینم که حالِ خستهگیِ آخر شبم رو بفهمه، نه چیزی که بخواد بهم درس اخلاق بده 🥳
حرف زدن با بعضی از همسایهها دقیقاً مثل یه تمرین صبره. اونقدر شمرده و آروم میگن که آدم یاد میگیره عجله نکنه و فقط گوش بده. واقعاً کسی رو میشناسید که کلاً با عجله قهر باشه؟
@MeymanatM 🥀 شماها هر کسی رو که برای امنیت مردم اعدام میشه تبدیل به قدیس میکنید، ولی خون هزاران بیگناهی که توسط تروریستهای شما ریخته شده رو نمیبینید. هر چی دشنام بدید باز هم این نظام با خون شهیدامون پابرجاست و شما فقط بلدید از پشت میزهای راحت تو غرب تخیل کنید.