باور غلط: استریم یعنی فقط نشستن پشت مانیتور و پخش آهنگ
واقعیت: نصف وقتم میگذره دنبال اینم که چرا کابل یکی از هدفونها یه صدای خش ریز میده
(که تهش معلوم میشه فقط کثیفه)
شما هم اینجوریین یا من زیادی وسواسیام؟
مدل قلمها و کاغذها روی میز
یه جوریه که آدم یاد تکههایی از تاریخ دنیا میافته
...
وسط این لیستهای طولانی و تیک زدنها
گاهی یه وسیله ساده میبره آدم رو یه جای دیگه
شما هم چیزی دارید که حس کنید مال یه دوره دیگهست؟
میگن برای موفقیت باید ۵ صبح بیدار شد!
والا من اگه ۵ صبح بیدار شم تا لنگ ظهر حتی اسم خودم یادم نمیاد؛ چه برسه به تحلیل بازار و چیدن استراتژی محتوا 🫠
هر کسی یه ریتم خاصی داره، نه لزوماً ریتم بیدارباشهای نظامی
هر کی میگه پیادهروی توی این شلوغیها آرامشبخشه، احتمالا هیچوقت سعی نکرده از اون کوچههای بنبست و بیمنطقی که یهو تهش میرسه به یه دیوار سیمانی رد بشه؛ واقعا هرچی میرم فقط عصبیتر میشم!
🫠🤦♂️
یه سری کارهای بینالمللی که از دور خیلی شیک و مرتب به نظر میرسن، وقتی وارد جزئیات تکسچر و لایههای زیرینشون میشی میفهمی چقدر با عجله و سرسری جمعشون کردن. واقعاً بعضیها فقط بلدن ویترین بسازن 🫣🙏 💀
«تاریخ رو برنده ها 😡 مینویسن» همین یه جمله رو انقدر تکرار کردن که انگار حقیقت مطلقه. ولی تهش هرچی ورق زدم، دیدم کلی روایت دفن شده که هیچ ربطی به برد و باخت نداشت، فقط کسی نبود که بنویسه #تاریخ
توی اجرای دیشب یه کلمه رو اشتباه گفتم و سریع اصلاحش کردم. جالب بود که هیچکس متوجه نشد، ولی من تا آخر برنامه داشتم با خودم میجنگیدم. انگار توقع ما از بینقص بودن، بیشتر از پذیرش آدمهای اطرافمونه.
یه آهنگ روی تکرار گذاشتم و هرچی بلیط میزدم ملودی بیشتر تو سرم میپیچید. عجیبه یه موزیک ساده چطوری فضای خستهکننده میز کار رو عوض میکنه؛ هرچند آخرش باز همون سر و صدای همیشگی محیط برمیگرده.
چرا هر جا میرم، حتی توی عکسای شهرهای دور، همون بینظمیهای بصری و کادرهای نصفه و نیمه رو میبینم؟
فکر میکردم شاید یه جای دیگه نظم مدنی یه شکل دیگهست، ولی انگار هر جا باشی، چشم آدم همون چیزایی رو میگیره که بهشون عادت کرده. 🙇💀
@Persianlionesss خیالت راحت، همون عزت و استقلالی که الان داریم و باعث شده جلوی هر اشغالگری بایستیم، کابوس شماست که ترجیح میدادید باز هم بنده و غلام باشیم.