@ArthurDayneX دسته اول جمعیت بودیم،دیدم به چشم که پدر بچه رو گذاشته بود رو شونه اش اومد تو جمعیت،قدم به قدم زیاد میشدیم مردم تو خیابون بوق میزدن پیاده ها اضافه میشدن اصلا یه حس غروری بود که نگو با هر جاوید شاهی که میگفتیم من گریه میکردم
در حال گوشدادن به نوایی ۳۵۰۰سالهاید.
ساز ارجان یا چنگ ارجان، یک ساز باستانی ایرانی با قدمتی حدود ۳۴۰۰ تا ۳۵۰۰ سال است که متعلق به دوره ایلامی میباشد.
من کُرد کرمانجم
اجدادم زمان صفویه به خراسان کوچ داده شدن تا جلوی حمله ازبک ها و ترکمن ها رو بگیرن
جد اندر جد من خان و مرزبان بودن و اکثرشون توی جنگ کشته شدند بخاطر ایران
سردار عیوض خان جلالی که از طایفه ماست ۱۳ سال با روسیه تزاری جنگید چون قرارداد قاجار و روس رو قبول نداشت ۱/۳
سلام بچه ها کسی هست بتونه برای پیدا کردن کار به یک خانواده ی جاوید نامی کمک کنه در تگزاس، سنت آنتونیو ؟
خانواده شرایط برگشت به ایران رو ندارند و واقعا به کار نیاز دارند.
اگر ممکن هست لطفا به من دایرکت بدید تا در مورد جزئیات و رزومه صحبت کنیم . ممنون
سلام من این گربه رو تو خیابون عباس آباد سر خیابون مهناز تو اون فضای سبزه دیدم داشت گریه میکرد چشماش خیس بود معلوم بود گم شده لطفا تا میتونید ریت بکنید خانوادش پیدا بشن خیلی حالش بد بود
به ها جون من واقعا برای نارنجی جا ندارم. این تهدید نیست به خدا. ندارم. هیچ جایی ندارم. چندین بار جابجاش کردم هزار بار حرف شنیدم هرجا بردم. واقعاااااا مستاصلم واقعا خونه پیدا کردن براش فوریه. خواهش میکنم😭گناه داره به خدا گناه داره
@602_ma چند روز پیش پسر بچه خیلی بیخود و بی جهت به من انگشت وسطش نشون داد حالا من منتظر بودم در پارکینگ باز شه ماشین ببرم تو،چنان داد زدم دعواش کردم وسط کوچه که فرار کرد پیاده بودم که یه سیلی مهمونش میکردم نکبت بی تربیت،فقط زرت و زرت بچه میارن وقتی واسه تربیتشون نمیزارن که
«اگر قرار بود بکشی، حاضری کارون را چاقو بزنی»
چهل روز قبل از سلاخی شاعر و کارون ۹ سالهاش، یک ماشین با چند سرنشین در چهارراه “باغ ملی” جلوی حمید حاجیزاده را میگیرد و میگویند بیشتر از حد مجاز حرف میزند و تهدیدش میکنند:
«پایت را روی دم شیر میگذاری، نابودت میکنیم»
شاید هیچکس به اندازهی خود آقای معلم، حرف آن حرامیان را جدی نگرفت.
برخی کتابها و نوشتههایش را شبانه از خانه خارج کرد و بیآنکه بیش از این چیزی به همسرش بگوید، دل نگران نشست.
دل نگران بود، اما نه برای خودش!
بیش از خودش برای پسرانش؛ ارس، اروند، کارون.
و حتی بیش از آنها، برای ایران!
برای وطنش!
بیسبب نبود که سروده بود:
«مسوزان وطنم را»
و سوزاندند گماشتگانِ بُت اعظم سینهی شاعر را،
و کارد آجین کردند حرامیان بدنِ کارون ۹ سالهاش را،
و کُشتند روح بازماندگانش را و به صلیب رنج کشیدند عشقش را به فرهنگ ایران،
۲۸ سال پیش، شاعر را پیش ِچشم پسرکاش چنان تکهتکه کردند، که امروز آرزوی ارس و اروند این است که کاش، اول پدر را کشته باشند، مبادا پیکر کارون را به چشم دیده باشد!
این داستان حمید حاجیزاده، شاعر این خاک نیست،
نه حتی داستان کارون ۹ ساله و همسر و پسران هزار تکهاش،
این داستان خود ِایران است که برایش سروده بود:
ایرانِ من، ای عشقِ من، ای زندگیِ من
خواهم که بدوزی تو به راهت کفنم را /۱
ازتون میخوام به این رشتوی بسیار مهمِ افشاگری توجه کنید!
فعالیت های شخصی که میخوام بهتون معرفی کنم اثبات میکنه چطور جمهوری اسلامی بصورت سیستماتیک ریشه های فرهنگی ایران رو هدف گرفته.
همونطور که میبینید این شخص حامی رژیم، خامنهای، فلسطین و کشتار دی ماه در ایرانه.
⬇️
نارنجی سرپرست میخواد #شیراز
با توجه به بیماری که داشته سرپرست مسئولیت پذیر که دو روز دیگه ولش نکنه
بچه ها جون من واقعااااا به خدا به جون مادرم قسم جا ندارم براش دیگه. گرفتارم
خواهش میکنم ازتون
مگه چقدر این طفلک عمر میکنه که همش گوشهی اتاق تک و تنها باشه