قدیما هر چی میگفتن رو میپذیرفتیم
الان که بزرگ شدیم میبینیم بعضی عادتهاشون
واقعاً با منطق ما جور نیست
ولی خب، انگار تهش دل آدم میخواد
همینجوری بمونن ❤️🩹🫶❤️
۱. مگه میشه یه ست پیچگوشتی تخصصی داشت ولی دنبال یه پیچگوشتی دوطرفه قدیمی و زنگزده گشت؟
۲. تهش همون ابزار قدیمیه که هر جایی میرسه و کار رو راه میندازه، نه اون مدلهای گرونقیمت و شیک
والا هرچی بیشتر وسواس به خرج میدیم، بیشتر میبینیم که سادهترین چیزها جواب میدن 💗
تیترهای خبری بینالملل رو که میخونی
آدم فکر میکنه دنیا داره یه جای دیگه میچرخه
ما اینور همون پروندههای همیشگی و ترافیکیم
واقعا این تضاد خندهداره یا غمانگیز؟
همه میگن برای پسانداز باید از کوچکترین لذتهای روزمره زد
ولی واقعاً میارزه آدم هر روز رو با حس محرومیت بگذرونه تا شاید ده سال دیگه یه مبلغ خاص داشته باشه؟
به نظرم بهینهسازی زندگی یعنی تعادل، نه حذف کردن هر چیزی که حال آدم رو خوب میکنه 💅