بلند بلند فکر کردنهای خیلی مفصل من راجع به نقش AI و اینکه زندگی شخصیمون چی میشه در چند سال آینده.
۲۵ آگوست ۲۰۲۶
(این متن تماماً با دست و بدون AI در نُت گوشی در ۴ بخش و با ۴ پیشنهاد نوشته شده.)
#رشتو 👇
۱)آیا ۲۸ مرداد کودتا بود؟!
بله، هر گونه استفاده از قوای نظامی علیه نهادهای سیاسی به منزله کودتاست، فارغ از اینکه به سرنگونی رژیم یا شخص اول منجر شود یا نه و فارغ از اینکه ما آن کودتا را در تاریخ مثبت ارزیابی کنیم یا منفی...
۲)آیا مصدق حق انحلال مجلس را داشت؟!
مجلس به جهت آبستراکسیون از اکثریت افتاده بود لذا قاعدتا شاه به درخواست نخست وزیر باید مجلس را منحل میکرد و انتخابات مجدد برگزار میکرد، در غیاب یا مخالفت شاه نخست وزیر به مردم مراجعه کرد، زیرا حاکمیت حق مردم است، سلطنت طلبان پیشتر خودشان مدعی حل و فصل اختلافات در فردای ایران بر سر صندوق بودند، میشود به مراجعه به ارای عمومی ایرادات شکلی و حقوقی گرفت اما ماهیتا قدرت از آن مردم است.
۳)آیا شاه حق برکناری مصدق را داشت؟!
بله، بارها در تاریخ مشروطه در عصر قاجار در فترت و غیاب مجلس شاه نخست وزیر جدیدی را منصوب کرده و نخست وزیر پیشین را برکتار کرده است، صدیقی خودش به مصدق در این باره هشدار میدهد که مجلس را منحل کنی شاه عرفا حق برکناری تو را دارد، مصدق میگوید او جرئت ندارد، دقت کنید نمی گوید حق ندارد میگوید جرئت ندارد، همانطور که به فرایند انحلال مجلس توسط مصدق نمیشود ایراد ماهیتی گرفت اما ایرادات شکلی فراوان داشت، درباره فرمان برکناری مصدق هم میشود ایرادات شکلی گرفت از جمله اینکه اگر به عرف استناد میکنید باید به تمامش استناد کنید فرمان برکناری را عرفا وزیر دربار ابلاغ میکرد نه فرمانده گارد سوار بر زره پوش.
۵)حال چه باید کرد؟!
این دعوا با خائن و خادم کردن شاه یا مصدق تمام نمیشود، روایت جایگزینی لازم است که به این دعوای تاریخی خاتمه دهد، روایت جایگزین میتواند چنین باشد که:
در باب اینکه شاه باید سلطنت کند نه حکومت و حکومت حق نخست وزیر منصوب پارلمان منتخب مردم است، اما در مسئله نفت زور مصدق به بریتانیا نمیرسید انگلیسی ها تهدید به حمله نظامی کردند کشتی های جنگی به خلیج فارس آوردند و قوای نظامی شان را تا قبرست جلو آوردند، برای مملکتی که تنها ۱۲ سال قبل اشغال نظامی شده بود و تنها چند سال پیش از آن از پیامدهای اشغال رهایی یافته بود یک اشغال نظامی دیگر قابل تحمل نبود، شاه مجبور بود برای ممانعت از اشغال ایران با کودتا همکاری کند چنانکه همکاری اش هم در حد امضای یک کاغذ سفید بود حق حاکمیت نفت نه تنها بدست نمی آمد که حق حاکمیت بر خاک و تمامیت ارضی هم در خطر بود.
مصدق خودش هم متوجه شد که دولت موقت است بدون حل مسئله نفت دو سرنوشت داشت یا اینکه حزب توده را مسلح کند تا آنها مانند دولتهای اروپای شرقی مثل ادوارد بنش در چکسلواکی برکنارش کنند یا ارتش را به خیابان بیاورد تا به سود غرب کنار رود، او خودش حزب توده را به خانه فرستاد و ارتش را حد فاصل ۲۵ تا ۲۸ مرداد و علیرغم هشدارهای متعدد کودتا راهی خیابان کرد، مصدق احمق نبود او ترجیح داد قهرمان مبارزه با بریتانیا بماند و نظام مشروطه علیرغم سویه های غیر دموکراتیکش بماند تا ایران تبدیل به یک جمهوری پشت پرده آهنین شود، مصدق یک مشروطه خواه بود از نسلی که مشروطه را چون فرزند بزرگ کرده، هرگز آنرا به درگاه جمهوریت قربانی نکرد، بهعنوان یک راست سیاسی زمیندار هرگز هم راضی به همکاری با حزب توده و یا خمینی در سال ۴۲ نشد.
شاه و مصدق در بسیاری از تصمیماتشان نه مخیر بلکه مجبور بودند تا بهترین تصمیم بد ممکن را بگیرند و در این تصمیمات انگیزه اصلیشان ایران دوستی و انگیزه فرعی شان رقابتی شخصی بود هر کدام دوست داشت خودش قهرمان ایران باشد اما ما لزومی نداریم فقط یک قهرمان تاریخی انتخاب کنیم ما میتوانیم شاه مصدق زاهدی اعلم قوام و امینی را علیرغم اختلافات و رقابت های سیاسی شان دوست داشته باشیم، چنانکه یک امریکایی میتواند همزمان ستایشگر اوباما و مک کین باشد
شاه مصدق امینی فروغی رضاخان قوام مشیر الدوله مستوفی الممالک یفرم خان ستار خان باقر خان احمد شاه ... اینها همه پدران بنیانگذار ایران نوین بودند
در آن سه شنبه دوم تیرماه ۱۲۸۷ هجری شمسی وقتی که به فرمان ممد علی شاه و فتوای شیخ فضل الله سپاهیان روس مجلس مشروطه، خانه ملت را به گلوله بستند، هر کدام از این آدمها را با ماشین زمان به عقب بفرستید کنار مجلس و مشروطه خواهند ایستاد نه کنار شیخ شاه.
در وضعیت کنونی که ما در پایان یک تاریخ و آغاز یک تاریخ دیگر قرار گرفته ایم اینبار تمام ملت هدف خشونت همزمان داخلی خارجی دشمنان ایران قرار گرفته است در چنین وضعیتی اگر هر کدام از اینها شاه مصدق قوام حتی مدرس را زنده کنیم و بیاوریم کجا می ایستد؟! ما هم همانجا به ایستیم کنار شاه کنار مصدق
@Zeidabadi_Ahmad@MehdiJami یا قبول کنین فوتبال سیاسیه، یا سیاسی نیست. نمیتونین هر دو موضع رو داشته باشین. همونجوری که تیم ایرانو طرفدارش بودین، نباید موضع سیاسی بگیرین سر این بازی. شاید خاویر میلی و نتانیاهو ناراحت باشن، ولی تاثیری بر چیزی نداره در نهایت. این تیم هم در نهایت مال مردم آرژانیتناه.
Dignísimo mundial de Irán. Se quedan fuera del mundial luego de un trato vergonzosamente desigual sobre el que otras selecciones y jugadores han guardado silencio, con un gol anulado en una decisión arbitral polémica, pero sobre todo injusta. Han dignificado el deporte. 👏
@bountlabo@straypatriot تو چرا خوشحالی ولی ؟ واقن برام سوالیه. دنیا نشسته داره از استقامت ایران میکه، خوشالی حذف شدن؟ تو برنده شدی الان؟ اخوند باخته؟ چی میزنین شماها؟؟
My friend, don't underestimate my contribution to the security of Israel and the United States in the campaign against Iran.
Unlike you, I have also practicality operated in the field (even as a major belive it or not) and I am familiar with the limits of power when dealing with Tehran.
As I wrote, I understand the frustration well and I’m certainly not angry. One does not judge a person in their moment of distress.I understand the shock that comes with realizing the gap between what is written in a theoretical or your imagined world and what actually happens in reality. It has happened even to those far more experienced than you.
That said, to my colleagues who are analysts of the Iranian arena that knows Iran, I say this: this is how total meltdown looks like.
Those whose entire professional life focus has been the campaign against Iran, and who are now realizing how flawed their strategy was, are looking scapegoat to blame.
If I were in their position, I would be concerned about what comes next, and what they will do the day after, when it becomes clear that their entire professional lives were built on illusions. It’s not an easy, I am sure of that.
I wish them all the best, and I would suggest they leave the Iranian analysis arena to true experts before continuing to offer misguided advice.
Stay safe Richard. You have my deepest sympathy.