بخشی از رشد روانی از جایی شروع میشه که میفهمی هر احساسی، الزاما یک حقیقت نیست.
ممکنه احساسِ طردشدگی کنی و واقعا طرد نشده باشی؛ ممکنه احساسِ گناه کنی و واقعا مقصر نباشی. احساسها خیلی مهم و معتبرن تا جایی که حتما ببینی و بهشو�� بپردازی، اما همیشه شاهدِ قابل اعتمادِ واقعیت نیستن.
امروز تو ارایشگاه یه ادم رندوم کاملا بیدلیل شروع کرد به من تیکه انداختن
به نازنین تکس دادم، دلم نمیخواد وارد تنش بشم اعصاب ناز نازیم بهم میریزه
تشریف بیار سالن ایشون رو قهوهای کن هزینه کاشت ناخنت با من
خیلی شیک اومد دهنش رو سرویس کرد و رفت :))))
یکی از سختترین چیزهایی که به عنوان یک فرد بالغ باید هضم کنیم اینه که لزوما "دل به دل راه نداره" و علیرغم احساس مثبت ما به یک نفر، میتونه علاقهای به ما نداشته باشه! احترام گذاشتن به این عدم علاقه، یکی از بزرگترین قدمهای رشده به نظرم.
پول به شما قدرت "نه" گفتن میدهد. تن ندادن به مدیران سمی، رها کردن روابط فرسودهکننده، و مجبور نبودن به تحمل موقعیتهای تحقیرآمیز، همگی پاداش داشتن استقلال مالی است. آزادی، تعریف مدرن خوشبختی است و آزادی خریدنی است.
وقتی انسان به بلوغ میرسه، یکی از اولین چیزهایی که از اون دست میکشه، تجمل و خودنماییه.
چون نمایش دادن، اغلب زینت «من»ی هست که در درون احساس کمبود میکنه.
انسان هرچه از درون قویتر میشه:
کمتر نمایش میده، کمتر حرف میزنه و کمتر تلاش میکند چیزی رو ثابت کنه.