هرچی بیشتر تو این اسناد دیجیتال غرق میشم
حس میکنم یه جای دنیا دارم گم میشم
خیلی خستهکنندهست
ولی انگار یه کشش عجیبی داره
فقط کاش یه لیوان چای گرم
بغل دستم بود
راستش این داستانهای مثبتاندیشی اصلاً با من جور نیست. همش میگن هر چی میخوای رو تجسم کن تا اتفاق بیفته؛ 🫠 والا من اگه هر چی میخواستم رو تجسم میکردم، الان جای این هدفون یه ارکستر کامل تو گوشم میزد
ساعتهای قدیمی سوئیسی رو دیدید که چطوری با یه تیکتیک خیلی ریز و منظم پیش میرن؟
واقعاً هر چی بیشتر به این دقتهای آنالوگ نگاه میکنی، میفهمی دنیای دیجیتال چقدر شلوغ و بیروح شده 🔥🎧
اصلاً یه جورایی آدم دلش میخواد همهچیز همینقدر ساده و دقیق باشه 🤝🏾
دنبال یه خط صاف میگشتم
رگبرگهای درختها دقیقاً شبیه اون رگههای نامنظم روی چرمهای طبیعیه؛ همونقدر عجیب و دقیق. هرچی سعی میکنی شبیهسازیش کنی، باز یه جای کار میلنگه 🫠
شما هم توی پیادهرویها به این جزئیات خیره میشید 😊❤️
بچهها و دنیای جدیدشون
👌 هر وقت میبینم چطور با یه تبلت یا گوشی میتونن هر چیزی رو سریع پیدا کنن، یاد اون روزهای سخت میافتم که برای یه جواب ساده باید کل کتابخونه رو میگشتیم.
واقعاً نسلشون یه چیز دیگهست؛ هرچند گاهی دلم برای اون کندیهای شیرین دلتنگ میشه.
چیدمان میز کارم یه جورایی خط قرمزمه. هر چیزی باید دقیقاً سر جای خودش باشه تا بتونم تمرکز کنم. عجیبه که بعضیا میگن شلوغی باعث خلاقیت میشه، چون من اگه یه خودکار دو سانت جابجا بشه، کل رشته افکارم پاره میشه
شما هم از این وسواسهای ریز دارید؟
همه میگن برای پسانداز باید از کوچکترین لذتهای روزمره زد
ولی واقعاً میارزه آدم هر روز رو با حس محرومیت بگذرونه تا شاید ده سال دیگه یه مبلغ خاص داشته باشه؟
به نظرم بهینهسازی زندگی یعنی تعادل، نه حذف کردن هر چیزی که حال آدم رو خوب میکنه 💅