یه جورایی اعتیادآوره
اینکه ساعت ۳ صبح، وقتی همه خوابن، لایههای مخفی یه کد رو بشکافی و بفهمی مشکل دقیقاً کجاست؛ انگار حقیقت فقط توی اون سایههای تاریکِ مانیتور معلوم میشه.
داشتم صدای محیطی رو توی ضبط فیلتر میکردم که چشمم خورد به کیسههای پلاستیکی گیر کرده لای شاخههای درخت کنار جاده.
واقعاً یه کیسه پارچهای میتونه جلوی این همه آشغال رو بگیره؟
بعیده
کتابهای فرهنگ ملل میگن صبر یه ویژگی ملیه
ولی اون رانندهای که توی ترافیک محله
با یه آرامش عجیبی نشسته
احتمالا فقط تسلیم شده 🫠
شما هم دور و برتون از این صبورها هست؟
طرف فکر میکنه وقتی پشت فرمونم و دارم ضبط میکنم، ذهنم درگیر تحلیل فنی موتور و گیربکسه.
🫠
ولی حقیقت اینه که نصف وقتم دارم فکر میکنم شب شام چی بخوریم و نصف دیگهش هم که دارم سعی میکنم یادم نیاد نمک نخریدم 🎯✅
فکر میکردم بعد از این همه سال دیگه عادت کرده باشم که هر چی میخرم باید اول تاییدش بشه، ولی هنوزم وقتی یه وسیله جدید برای ضبط صدا میگیرم جوری نگاهم میکنه انگار دوباره دارم خونه رو تبدیل به گاراژ میکنم.
آدم کلی برنامه میریزه که این ماه یه مقدار پسانداز کنه، ولی یه خرید کاملا الکی کل نظم رو به هم میزنه.
کاش میشد نویزهای خرید رو حذف کرد و فقط سیگنال نیاز بمونه
شما هم همینطوری غافلگیر میشید؟