ی ویدیو میدیدم از جردن پیترسون میگفت تغییر زندگی ساده س
اول با خودت صادق باش
ی برگ کاغذ بردار روش ده تا مورد بنویس از چیزایی که میدونی که اشتباهه و داری انجام میدی و میتونی عوض کنی
بعد دسته بندی کن به سه تایی که باید انجامش متوقف بشه
سه تایی که باید روش انجامشون عوض شه
آدمها فکر میکنن برای خوب شدن فقط به زمان نیاز دارن، اما خیلی اوقات چیزی که واقعا نیاز داریم، تجربههای تازهایه که به سیستم عصبیمون نشون بده واقعیت میتونه متفاوت باشه از چیزی که قبلا تجربه کردیم.
اگر چيزى را به كسى داديد كه سالها نداشت، بعداز مدت ها ميفهميد كه چرا دنيا هم به او نداده بود و شما هم نبايد در كار دنيا دخالت مى كرديد،
پس هيج وقت به اندازه آدم ها دست نزنيد
#ناشناس
@rootaddict واقعا منم وقتی میگم برو پایین و طرف میگه بگو چپ یا راست تو مخم میره. خب پایین جنوبه دیگه رو به همته مثلا. رو به صدر بود میشد شمال دیگه بالا
چیزی که خیلی از ماهایی که در کودکی اضطراب رو تجربه کردهایم، متوجهش نیستیم، اینه که:
چون ساکت بودیم، دردسر درست نمیکردیم، جلب توجه نمیکردیم و احساساتمون رو بروز نمیدادیم، اطرافیانمون ما رو «بسیار پختهتر از سنمون» میدونستن.
ما هم بهمرور باور میکردیم که این ویژگی، نقطهقوت ماست.
اما خیلی وقتها، این اصلاً پختگی نبوده، بلکه شیوهای برای بقا بوده که اضطراب در ما ایجاد کرده.
احساساتمون رو سرکوب میکردیم، خودمون رو ابراز نمیکردیم و از اشتباه کردن میترسیدیم.
سالها بعد، ممکنه متوجه بشیم که در بعضی زمینههای اجتماعی و عاطفی، رشدمون از همسنوسالهامون عقبتره، چون پخته به نظر رسیدن با رشد عاطفی سالم، یکی نیست.
گاهی کودکانی که بهخاطر «بیش از حد سربهراه بودن» تحسین میشن، در واقع فقط کودکانی هستن که بیش از حد اضطراب دارن.
اگه میدونستی اضطراب چهقدر رنجآور و فلجکنندهست، اونموقع درک میکردی که چرا بعضی آدمها گاهی ناپدید میشن، قرارهاشون رو لغو میکنن و حتی از آدمهایی که دوستشون دارن هم فاصله میگیرن. میفهمیدی چرا همهچیز رو بیشازحد تحلیل میکنن، چرا کمحرف و ساکت میشن و چرا سعی میکنن انرژی باقیموندهشون رو حفظ کنن.
چون اینجا مسئله بیاعتنایی یا رفتار از روی بیمیلی نیست، گاهی فقط تلاشی برای دَووم آوردنه.
وقتی دستگاه عصبیت مدام در حالت آمادهباش قرار داره، حتی معمولیترین کارهای روزمره هم میتونن برات دشوار و طاقتفرسا بشن. اونقدر که حتی، آرامش و آسودگی هم ممکنه برات غریبه به نظر برسن.
اما اینو بدون که قرار نیست تا ابد اینطوری زندگی کنی.
اگر مغزت یاد گرفته که همیشه بترسه، پس میتونه دوباره یاد بگیره که احساس امنیت کنه.
۳ نکته مهم:
۱. شادی/happiness درونیه و موفقیت/success بیرونی.
۲. مقایسه شادی خود با موفقیت بقیه ذاتاً اشتباهه.
۳. موفقیت تنها راه رسیدن به شادی در رندگی نیست.
یکی از سختترین مراحل رشد روانی اینه که اجازه بدی دیگران دربارهات اشتباه فکر کنن
دیگه برای هر سوءتفاهمی توضیح ندی برای هر قضاوتی دفاع نکنی و برای هر طرد شدنی خودت رو تغییر ندی
آزادی از جایی شروع میشه که ارزش خودت رو به برداشت دیگران گره نمیزنی